در اعماق زمين با قنات روستاي رهن گناباد تاریخ : ، -78 فروردين ماه ، -621
موضوع : عكس روستاهاي ايران


در اعماق زمين با قنات روستاي رهن گناباد



تاریکی مطلق تو را می خواند تا به زندگی بیندیشی. سرشار از لذت در عمق 160 متری زیر زمین. درون میله چاه قنات روستای رهن ترس را درآغوش گرفتم

 

حکایت ما نقل فراموشی یک امر بدیهی است. آب مایه حیات را همه می دانند و  مروارید بودن آن در کویر بر گوش همه ما خوانده شده است. آب آشامیدنی مردم گناباد هم اکنون از ناحیه پسکلوت و دشت خواف تهیه می شود و با شنیدن مسئله آب ناخداگاه ذهن ها حواله آن ناحیه می شود حال آن که رب النوع های آب در حقیقت ده ها مار خزنده است که در اندرون ارض گناباد تا براکوه قد کشیده اند!
قنات ها، اختراع ایرانیان، بانی شهرها و تمدن ها در فلات ایرانند و شهرستان ما هم بر دهانه خیل عظیمی از آنها خوش رقصی می کند . اما این اژدهایان همیشه بیدار چطور زیست می کنند چه می خورند و چگونه پوست می اندازند؟ اگر روزی آنها بر خروشند و به درون بخزند کدام انسان است که بتواند در این کویر بماند؟ بدون شک زندگی همه ما وابسته به این دالان های تاریک است.

چند ماهی است که کمک میلیاردی دولت به قنوات شهرستان در حال خرج شدن است و این ما را برآن داشت تا سری به آنها بزنیم. درقنات روستای رهن یکی از گروه ها با بودجه 30 میلیونی مشغول کار است. با آقای عباسعلی جانی شورای اسلامی روستا هماهنگ می کنیم.جاده گناباد به سمت زیبد را باید پیمود و در مسیر فرعی و خود ساخته ای در کیلومتر8 پیچید تا به محل کار رسید. سه نفر در بالای چاهی ایستاده بودند. یکی شان پشت تراکتوری نشسته بود و سیم بوکسل را به آرامی بالا می کشید. سیم از قرقره متصل به تراکتور  درون چاه می رفت. امروز در عمق 160 متری زیر زمین مشغول بکارند. از حاج حسن جفایی می پرسم آنها آن پایین چه می کنند؟ " دیوارهای قنات جوش گرفته است و آنها با کمپرسور مشغول کندن آنها هستند" . دو نفر درون زمین هستند. آنها از صبح ساعت 6  با سیم بوکسل درون زمین می روند و تا ساعت 12 بالا نمی آیند. باید کار طاقت فرسایی باشد به همین دلیل مقنی ها روزانه بین 20 تا 40 هزار تومان دستمزد می گیرند. توضیح آدم های بالای چاه ما را حریص می کند تا درونش برویم. همه به پیشنهاد من می خندند ولی با اصرار قبول می شود.

 

 

 


قطر چاه کمی بیشتر از سر شانه هاست. نگاه به درونش ترس به اندام می اندازد چه رسد وارد شدن به آن. خود را به سیم بوکسل می بندم ، کلاه ایمنی گذاشته و با بسم الله آویزان می شوم. تراکتور به آرامی من را پایین  میدهد. دیواره چاه از کمر ، سینه و صورتم رد می شود و من حالا کاملا درون چاه هستم. اگر الان پشیمان نشوی دیگر راه برگشت نداری و باید تا تهش بروی. این را یکی افراد بالای چاه می گوید که فقط صدایش را می شنوم. با سیم به آرامی پایین می روم و من عاشقانه به او چنگ زده ام و هر چه ذکر و ورد حفظ کرده ام می خوانم. سیم اندک لرزشی دارد و آدم را به دیوارهای اطراف می کوبد. قبلا به من گفته اند ده دقیقه در راه خواهی بود . کم کم به فضا عادت می کنم و به دیوارها دستی می زنم. سوراخ هایی در روی دیوار می بینم که به ترتیب و با فاصله های حدود یک متر زیر هم قرار دارند. آقای شمسی یکی از مقنی ها بعدا به من گفت آنها جاپایی است که در قدیم از آن بالا و پایین می رفته اند.

 

نگاهی به بالا می اندازم . سوراخ ورودی که تنها منبع نور است همچون ماه شب چهارده  در آسمان بی ستاره است و هر لحظه هم کوچکتر می شود. ناگهان غرشی درون زمین می پیچد و با چند ثانیه مکث دوباره می غرد. یک لحظه ترس سراغم می آید و یادم می اید این باید صدای کمپرسور باشد که مقنی ها آن پایین باهاش کار می کنند. هرچه پایین تر می روم صدا بیشتر می شود. حالا می توانم صدای آواز خوانی مقنی را هم بشنوم. آن پایین دیوارها نم دارد و مثل دیوارکاه گالی است که اب پاشی شده است. آقای شمسی می گفت: هفته پیش که در عمق 250 متر کار می کردیم از دیوار ها آب می ریخت روی سرمان"  آنها از سفره آب زیرزمینی گذشته بودند. حالا دیوار چاه بسیار تنگ شد. چندبار به این ور وآن ورش برخورد کردم و ناگهان پایم درون آب رفت. به ته چاه رسیده بودم.

 

مقنی ها تعجب کردند به جای دول یک آدم پایین آمده است. خودم را معرفی کردم. چند دقیقه طول کشید تا ارامش به درونم بر گردد و بفهمم در آن تاریکی مطلق  کجا هستم. آقای شمسی و آقای یعقوبی مشغول کار بودند و من شروع به عکاسی کردم و با نور فلاش حجم فضا را درک کردم. دیوارها سفید بودند و همه جوش گرفته اند. جوش اصطلاحی است که به املاح محکم شده بر دیوار می گویند . آدم می توانست با سر خمیده درون دالان ها حرکت کند. آقای شمسی می گوید اما همه مسیر این گونه نیست و در برخی جاها باید سینه خیز رفت. اقای یعقوبی با کمپرسور جوش ها را می زند و آقای شمسی آنها را در دول کرده و بالا می فرستد. کار سختی است و شاید روزی 2یا 3 متر بیشتر جلو نروند.

 

 

 

 


آب تا سر زانوها بالا آمده و هوا هم  مرطوب و بسیار خنک است. معمولا در هنگام کار، چاه کناری را باز می کنند تا هوا در دالان ها گردش کند و مشکل تنفس ایجاد نشود.  نیم ساعتی آنجا می مانم و همه جا را خوب لمس می کنم و بعد بالا می آیم. با تکان دادن سیم آنهایی که بالا هستند می فهمند که باید سیم را بکشند. خداحافظی می کنم و قول می دهم عکس ها را حتما برایشان ببرم . سیم به آرامی راه می افتد و من را بالا می کشد. این بار ترسم کمتر است و سعی می کنم از مسیر لذت ببرم.

 

قنات رهن یکی از قنات های فعال شهرستان گناباد است و در حال حاضر 25 لیتر در ثانیه آب دارد و بیش از 350 نفر مالک در آن سهم دارند.  این قنات  دو شاخه زیبد و شاخه روچی دارد و عمق مادر چاه آن از 250 متر می گذرد. آب 27 کیلومتر درون زمین حرکت می کند و بالاخره در خانه حاج آقای خلیلی از بزرگان روستا به سطح زمین می رسد.
مدار این قنات 14  می باشد( یعنی هر 14 روز نوبت استفاده از اب تکرار می شود). هر شبانه روز آن 192 فنجان است و هر فنجان حدود 600 هزار تومان معامله می شود. یک حساب سرانگشتی نشان می دهد این قنات بیش از یک میلیارد و ششصدهزار تومان ارزش سرمایه ای دارد. این چرتکه را می شود براحتی برای همه قنات ها انداخت. چهار شبانه روز آب این قنات نیز وقف می باشد که بین کشاورزان تقسیم شده است.

شهرستان ما بیش از هزار قنات کوچک و بزرگ دارد که همچون نوعروسان به دست مقنی ها آرایش می شود تا به زمین های ما قدرت حیات و آفرینش نباتات بدهد. دنیایی آن پایین در جریان است و باید برعکس دیگر زمان ها چون کبک بود و سر در زیر زمین کرد تا حقیقت آن را فهمید!

 

 

 


 

تراکتور سیم را به درون چاه می فرستد



  

 


 

مقنی در حال پایین رفتن

 



 


 

عکس از درون چاه به سمت بالا



 


 

آقای یعقوبی - مقنی در عمق 160 متری


 

آقای شمسی - مقنی در عمق 160 متری - ارتفاع دالان مشخص است



 


 

محلی که در قدیم چراغ  روشنایی را قرار می داده اند



 


 

**************


 

عمق 250 متری   عکس  از مقنی آقای یعقوبی



 


 

رنگ سفید  جوش های اب می باشد - عمق 250 متری   عکس  از مقنی آقای یعقوبی



 


 

  سقف های سفالی برای جلوگیری از ریزش در عمق 250 متر

 

 

به نقل از گناباد نیوز


در اعماق زمين با قنات روستاي رهن گناباد



منبع این مقاله : روستاهای ایران
http://iranvillage.ir

آدرس این مطلب :
http://iranvillage.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=1618