روستاهاي ايران


اقوام آذربايجان غربي - لک ها ( چهاردولی ها)


- شنبه، 15 بهمن ماه ، 1390 14:48:22
 موضوع مطلب: لک ها ( چهاردولی ها)


محل زندگی لک ها ( چهاردولی ها)در شمال غرب ایران



لَک نام طوایفی است ساکن در غرب ایران که به گویش لکی سخن می‌گویند.

لک‌های پیشکوه قویاً خود را لر می‌دانند و لک‌های پشتکوه پیوندهای قوی فرهنگی هم با لرها و هم با کردها نشان می‌دهند.[۱]

برخی منابع لکی را در پیوستار تدریجی فارسی-لری-گورانی در میان لری و گورانی قرار داده ولی همانندی‌های آن بیشتر به سمت لری می‌دانند.[۲] [۳] [۴] برخی زبان‌شناسان هم لکی را کاملاً در دستهٔ لری طبقه‌بندی کرده‌اند.[۵] [۶]

زین‌العابدین شیروانی مؤلف سفرنامه بستان‌السیاحه در سده ۱۹ میلادی لک‌ها را جزئی از گروه‌های لر آورده‌است. در دوران معاصر نیز ح. ایزدپناه گردآورنده فرهنگ لغات لکی، لک‌ها را لر می‌داند و کرد خواندن آنها را یک سوء تفاهم می‌نامد. از نظر او به این خاطر که در قدیم در منابع تاریخی واژه کرد در بسیاری موارد برای همه کوچنشینان و رمه‌گردان فلات ایران بکار می‌رفته، گاه لک‌ها و لرها و دیگران را با نام کرد (کوچنشین) نامیده‌اند.[۷]

به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، برخی منابع لک‌ها را شاخه‌ای از لرها[۸] و برخی دیگر جزئی از کردها در نظر گرفته‌اند.[۹][۱۰][۱۱] [۱۲][۱۳] [۱۴]

منابعی دیگر نیز گویش لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی طبقه بندی می کنند. [۱۵] [۱۶] [۱۷]



محل تمركز لک‌ها در غرب ايران

محل زندگی لک‌ها در غرب ایران
لک‌ها در سرتاسر ایران پخش شده‌اند، ولی در غرب ایران تمرکز بیشتری دارند.[۱۸]

با استقرار مملکت داری به شیوه نوین و تقسیم کشور به واحدهای سیاسی به نام‌های ایالات، ولایات و آنگاه استان‌ها، لک‌ها نیز، بین چندین واحد کشوری تقسیم شدند. امروزه لک‌ها در غرب ایران، عمدتا در استان‌های لرستان، همدان، ایلام، کرمانشاه، کردستان، زنجان، و آذربایجان غربی، زندگی می‌کنند.

ایل چهاردولی در منطقه چهاردولی شهرستان شاهین‌دژ در جنوب آذربایجان غربی و شهرستان قروه در جنوب شرقی استان کردستان و شهرستان اسدآباد در غرب استان همدان ساکن هستند و با زبان لکی صحبت می‌کنند.[۱]

سکونتگاه اصلی لک‌ها شرق و شمال و غرب لرستان، جنوب و غرب استان همدان، شرق استان کرمانشاه و شرق استان ایلام است. لک‌ها بیشتر در شهرهای، الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، دره‌شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم‌آباد و همدان ساکنند. در غرب ایران لک‌ها را پشتکوهی و فیلی نیز میخوانند. حوزه گسترش گویش لکی عبارت است از:[۱۹]

۱- بخش چغلوندی یا هرو در شرق لرستان.

۲- شهرستان سلسله یا الشتر در شمال شرقی لرستان.

۳- شهرستان دلفان یا نورآباد در شمال غربی لرستان، بخش کاکاوند و دلفان.

۴- شهرستان کوهدشت در غرب لرستان، بخش کونانی با طایفه‌هایی همچون ایتیوند، اولادقباد، امرایی، آزادبخت، گراوند و شاهیوند.

۵- شرق استان کرمانشاه در مناطق کنگاور، صحنه، هرسین.

۶- ایلام در دینور و دره شهر.

۷- بخش‌هایی دیگر از طوایف لک در کردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. در کردستان عراق تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.[۲۰]

مردم لک در پی مهاجرت‌ها در بیرون از منطقه لک‌نشین زاگرس نیز یافت می‌شوند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عده‌ای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ‌مرز از توابع بهشهر مازندران خود را لک می‌دانند. چهاردولی شهرستان شاهین‌دژ نیز از لک‌ها هستند. امروزه تیره‌هایی از لک‌ها در استانهای قزوین و خراسان ساکن هستند.

اهالی هرسین و طوایف کاکاوند، بالاوند، جلالوند و عثمانوند که در مسیر مرز بین کردهای ایل کلهر و ایل زنگنه و لرستان واقع شده‌اند به گویش لکی تکلم می‌کنند.[۲۱]

طایفه حسنوند در الشتر لرستان از طوایف لک هستند که در منطقه‌ای در شمال خرم آباد زندگی می‌کنند.

پانویس
1. ↑ Anonby, Erik John, Kurdish or Luri? Laki’s disputed identity in the Luristan province. بازدید: مه ۲۰۱۰. (PDF)

2. ↑ Anonby, Erik John, Kurdish or Luri?

3. ↑ Laki’s disputed identity in the Luristan province. ص. ۱۵، بازدید: آوریل ۲۰۰۹. (پی‌دی‌اف)

4. ↑ نقل منابع از ایزدپناه، ح.: فرهنگ لکی، موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.

5. ↑ B. Grimes, (ed.), Luri, in Ethnologues (13th edition), Dallas 1996, p.677

6. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ص ۱۹۰. انتشارات پرسمان.۱۳۸۲

7. ↑ ایزدپناه، ح.: فرهنگ لکی، موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.

8. ↑ ایزدپناه، ح.: فرهنگ لکی، موسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.

9. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ص ۱۹۰. انتشارات پرسمان.۱۳۸۲

10. ↑ Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia

11. ↑ Invalid id

12. ↑ Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia

13. ↑ Invalid id

14. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ص ۱۹۰. انتشارات پرسمان.۱۳۸۲

15. ↑ دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹

16. ↑ Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia

17. ↑ Laki

18. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ا نتشارات پرسمان. ۱۳۸۲

19. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ا نتشارات پرسمان. ۱۳۸۲

20. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ا نتشارات پرسمان. ۱۳۸۲

21. ↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. ص ۱۹۰. انتشارات پرسمان.۱۳۸۲
منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


- شنبه، 15 بهمن ماه ، 1390 14:49:52
 موضوع مطلب: تاریخچه ی قوم چهاردولی


تاریخچه ی قوم چهاردولی

کوموردیان که چاردولی(چردوغلو (چاردولیهای کنونی بوده اند که یکی از قبایل ما ننا ها بوده اند در سمت شرق شهرستان میاندوآب زندگی می کرده اند . آقاي رحيم رئيس نيا در كتاب ( آذربايجان در سير تاريخ ايران ( جلد اول)چنين نوشته است : در زمان حكومت مادها درمنطقه و ناحيه اي كه امروزه آذربايجان نام گرفته است ، مردمان و اقوام ديگري كه به عيلاميها قرابت داشته باشند در كنار اقوام ديگر زندگي مي كردند و همچنين در خصوص هسته اوليه مادها بيان داشته كه توده اصلي مادها از قوم كوتيان و قوم عيلامي زبان تشكيل شده است.

دولت ماننا از سده هشتم ق.م بارها با آشوروارارتو به مبارزه برخاست و در واقع مغلوب هیچیک از دو دولت مزبور نگشت. با این وجود دولت مزبور به مراتب کمتر از دیگر دولت های بزرگ آن زمان یعنی آشور، اورارتو،عیلام و فریگیه – شهرت داشت.این گمنامی بیشتر بدان سبب است که هنوز کتیبه ها و یا سنگ نبشته هایی از شاهان ماننا کشف نگشته و در دست نیست.
در آغاز هزاره اوّل ق.م، ماننا، که در آن زمان یکی از کوچکترین تشکیلات دولتی لولوبی و گوتی بوده، جدا از اتحادیه قبایلی – که در سده نهم ق.م، ااتحادیه قبایل ماد نامیده می شد – وجود داشت.
در سرزمینی که بعد ها بخش باختری دولت ماد را تشکیل داد، در ردیف ماننا و اتحادیه قبایل ماد، جماعت های مستقل و کوچک و پادشاهی های بسیار خرد دیگری نیز وجود داشته اند.

مرکزاصلی سرزمین مانناییان، در خاور و جنوب دریاچه اورمیه، و پیرامون رودخانه جغاتو کنونی قرار داشت.
مدارک چندی درباره سازمان اجتماعی و دولتی ماننا در دست است. ساکنان ماننا، مانند دیگر نواحی به دامداری اشتغال می ورزیدند.جامعه ماننا، سازمان قبیله ای را تا حد معتنابهی نگاه داشته بود.
این نکته جالب است که متون اورارتویی، دولت مزبور را کشور مانن (مانا-نیه بای) می خواندند، اما منابع آشوری نزدیک به همیشه، آن را کشور قبایل ماننا می نامیدند (مآت-ماننایی
آثار به جامانده ازآشوریان، گذشته از مانناییان، از بسیاری قبایل دیگر که جزو کشور ماننا بودند، همچون قبایل ته-اورلیان، مِسّیان، دالی-ییان، سونبی-ییان، کوموردیان(چهاردولی ها)، و ... نام می برند.
در ماننا بقایای فراوان از دوران جماعت بدوی در زندگی و رسوم مردم وجود داشته و مردم هنوز، برخلاف دیگر کشورهای خاور باستانی، در زندگی اجتماعی، با فعالیت تمام شرکت می کردند.
بعدها، چنانکه به نظر خواهد رسید، در ماننا مردم علیه یکی از شاهان آن کشور شورش کردند، و این، در تاریخ خاورزمین، در آن روزگار و دوران، پدیده ای بی نظیر بود؛ زیرا بطور غالب در آنجا، تغییرات درباری همراه با اعمال زور و توطئه های حرم، یا عصیان بزرگان و لشکریان بود، نه شورش مردم . برافراشتن علم عصیان علیه ستمگران، خود حاکی از چنان فعالیت اجتماعی و همکاری درونی توده مردم است که دیگر اقوام، به سبب برخی شرایط تاریخی جامعه برده داری خاوری، در آن زمان فاقد آن بودند.

نبود فشار بر آزادمردان نیز در ویژگی سازمان دولتی ماننا مؤثر بود. به ظاهر، پادشاه ماننا امور پادشاهی و دولت را با استبداد رأی اداره نمی کرد، بلکه قدرت شیوخ محدودش می نمود. طبق متن سنگ نبشته سارگن دوّم شاه آشور (722 - 705 ق.م): شاه ماننا به شخصه همراه با بزرگان و شیوخ و رایزنان و خویشاوندان و حکام و سرانی که کشور وی را اداره می کردند، در مرز به پیشواز من آمد.دولت ماننا به ایالات به زبان آشوری ناژه زیر تقسیم می شد:

سوریکاش (سقّز کنونی؟)، مسّی (بخش بالای رود جغتو)، اوئیشدیش (کرانه خاوری دریاچه اورمیه)، آرسیانشی، و ارشته-یان و غیره. به ظاهر حکام یا جانشینانی (خلیفه: به زبان آشوری شاکنو) در رأس این ایالت قرار داشتند و به گمان قوی، حدود ایالت مزبور، تا حد زیادی حدود قلمرو قبایل بود.
شکی نیست که بردگی در ماننا رایج بوده و با مطالعه سطح عمومی تکامل آن اجتماع، به وجود آن می توان پی برد؛ اما گمان می رود که بردگی در آن جامعه تکامل و رونق چندانی نیاقته بود و به طور غالب، از حدود بردگی پدرشاهی و خانگی تجاوز نمی کرده است. در دورانهای بعدی اقوامی هم نژاد وهم زبان از دیگر مناطق کردستان بنا به شرایط نظامی ،سیاسی و....به چهاردولیها پیوسته اند ودر جلگه ی جغاتو ساکن شده اند .بعنوان نمونه: از ایلات ایلام که از منطقه شیروان چرداول به جغاتو آمده اند که از نظر فرهنگی و گویش قرابت و نزدیکی بسیار زیادی با کوموردیان(چهاردولی ها)دارند

مهاجرت ایلات بزرگ لک زندیه در طی دورنهای مانند دوران قاجاریه بخاطر درهم شکستن قدرت اینان ونفرتی که آقا محمد خان از زندیه داشت اینان را به همدان و قروه و اطراف آن فرستاد . عده ای نیز مانند نوروز خان راهی شمال غرب کشور شد. پس بنا به گفته تاریخ مردوخ کردستانی،فارسنامه ، سرمارک سایکس و شرفنامه از شیراز به دیگر مناطق رفته اند که به شجاعت و دلاوری مشهورند. زمانی که کریم خان زند به حکومت رسید (1164ه.ق/1750م) به ملاحظه همزبانی به این طایفه کمک کردو آنها فهمانید که اگر به او کمک کنند به صلاح آنهاست . زمانی که سلاطین صفوی طایفه فیلی را در پشت کوه حکومت دادند بر این طایفه اطاعت از روسای فیلی سخت آمد . فصل زمستان که به صحرای خوزستان برای قشلاق رفته بودند از طریق رامهرمز و کوه گیلویه به خاک فارس مهاجرت کردند و آنجا به عادت زندگی ایلیایی ، کوچ تابستانی و زمستانی می کردند . ( به همین خاطر در بسیاری از منابع به غلط چهار دولی ها از طوایف فارس یا لر ها کهگیلویه ذکر کرده اند) ایل چهاردولی همواردر درگیر یها و اختلافات بیت ایلات شاملو و استاجلو و... به یاری شاه اسماعیل شتافتند .آقا محمد خان قاجار زمانی که در شیراز توقف داشت ، از راه دور اندیشی با اغلب روسای چاردولی ، کلهر، زنگنه ، مافی ، باجلان و...رابطه برقرار کرد تا به کریم خان خیانت کنند اما حمیت و عرق همزبانی مانع از اقدام آنها به خیانت بود ; تا این که روزگار کریم خان سپری شده و کار به ملوک الطوایفی و هرج و مرج بین زندیه کشید . اغلب روسای ایل بی طرفی را مصلحت دیدند و برخی به مخالفت وعده ای هم به پشتیبانی آقا محمد خان پرداختند . پس از پیروزیش ایلات کرد زبان زندیه از جمله چهاردولی ها را از فارس کوچاند و بنا به رعایت مصالح حکومتی خود آنها را در تهران ، قزوین ، کرمانشاه ، ملایر، تویسرکان و قروه و ... کوچاند . اما بیشتر آنها در کرمانشاه که موطن اصلی ایشان بود ساکن شدند؛ از جمله چار دولی ها . میرزا محمد صادق موسوی نامی در کتاب تاریخ گیتی گشا در تاریخ زندیه صفحه 270می گوید: ((.......آقا محمد خان مدت دو سه ماه در اصفهان توقف داشته ، به اخذ مالیات شش ماه و چهار پنج هزار تومان پیشکش و بجز آن زیارتی با علی ودانی واقع شد. خانواری از افشاریه وبعضی ایلات ترک که در اصفهان متوقف بودند با خانه و کوچ ایلات زند هزاره و مافی و برخی چاردولی را که مانده بودند کوچ و بنه ایشان را روانه مازندران و جماعت مافی در عرض سیر بودای روی براه نهاده ، عنان به جانب کرمانشاهان که موطن اصلی ایشان بود گشادند...)) بنابر این سند ،چهار دولی ها از تا اصفهان و کرمانشاه پراکنده بوده اند. . آقا محمد خان به سال (1211ق-1210ق) گروه برزگی از چهار دولی ها را که در فارس و کهگیلویه بودند به مازندران، همدان ، کردستان ، کرمانشاهان و... کوچاند.که البته این موارداقوام ایرانی مانند لو لوبی ها،ایلامی ها،گوتی ها وبطور کلی ساکنان زاگرس را که قرابت زبانی ونژادی با مانناها داشته اند را به چهاردولی ها نسبت داده اند.هرچند برخی از این اقوام با جهاردولی های باستانی(قروه،بیجار،چهاردولی های همدان،چهاردولی های جغاتوو....) ادغام شدند ونام چهاردولی گرفتند.
منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
Powered by phpBB 2.0 .0.23  2006 phpBB Group

Farsi Project : MashhadTeam.Com