روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - ازدواج در روستای رزجرد / قزوین

ازدواج در روستای رزجرد / قزوین

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در روستاهای قزوین

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 3 مهر ماه ، 1390 22:37:45    موضوع مطلب: ازدواج در روستای رزجرد / قزوین پاسخ همراه با اعلان

ازدواج در روستای رزجرد / قزوین

در زمان قدیم چون روستا کوچک و کم خانوار بود، همه همدیگر را می شناختند و بیشتر پسرها و دخترها مقید بودند که آنچه را پدر و مادر می‌گفتند، گوش کرده و به آن عمل نمایند. اگر پسر یا دختری می‌خواست خودش همسر آینده اش را انتخاب کند، او را پررو (بی حجب و حیا) خطاب می‌کردند.
اکثر والدین برای فرزندشان، همسری را که مورد پسند خودشان بود انتخاب نموده و می‌گفتند؛ فلانی آدم خوبی است و می تواند برای تو همسر مناسبی باشد و پسر یا دختر هم خود را موظف می‌دانستند که فرد مورد نظر پدر و مادر را به عنوان همسر خویش، برگزینند.
بعضی از پسرها در مراکز عمومی مانند مسجد، تکیه (محل برگزاری مراسم سینه زنی و تعزیه خوانی) و اربابی (محلی که گوسفندان را پس از بازگشت از صحرا در آنجا جمع می‌کردند تا اهالی گوسفندان خود را به خانه ببرند)، با دیدن چهره و یا نحوه پوشش و یا عملکرد دختران، دختر مورد نظر خود را انتخاب نموده و حتی با او قرار ازدواج نیز گذاشته سپس به پدر و مادر خود پیشنهاد می‌دادند که فلان دختر را برای او خواستگاری کنند.
زنه خوزی (Zana Khowzi)
نُشونه برون (Noshouna Baroun)

دو یا سه نفر از فامیل (مانند عمو، عمه، دایی، خاله، زن عمو، زن دایی و ... ) مقداری میوه فصل و یا مقدار کمی قند و چای و کلاخی (روسری بلند و ریشه ریشه دار) یا روسری یا مقداری پارچه، با توجه به وضع مالی هر خانواده به خانه عروس می‌بردند و از خانواده دختر رسماً خواستگاری می‌نمودند
شیرینی خورون (Shirini Khoroun)

یک مرد جوان برای دعوت مردان خانواده‌های میهمان و یک زن جوان برای دعوت زنان انتخاب می‌شدند تا برای شیرینی خوران آن هم در منزل عروس میهمانان را دعوت کنند. خانواده داماد با توجه به وضع مالی خود میوه (غالبا میوه های محلی) تهیه می‌کردند. اکثر مراسم در فصل پاییز و زمستان که فصل بیکاری بود برگزار می‌شد و معمولا با کشمش و گردو و شیرینی و چای از میهمانان پذیرایی می‌کردند و کمتر خانواده‌ای بود که از شهر پرتقال خریداری کند البته در آن زمان خربزه و هندوانه و طالبی و خیار نیز در روستا به صورت آبی و دیمی کشت می‌شد و گاهی اوقات در شیرینی خوران مورد استفاده قرار می‌گرفت
فاصله بین جشن نامزدی تا زمان برگزاری مراسم عروسی

فاصله بین جشن نامزدی تا عروسی متفاوت بود.

در این زمان که گاهی به یک، دو، سه سال و یا بیشتر به طول می انجامید، داماد موظف بود در کار های کشاورزی از قبیل خرد کردن علف، بیل زدن باغ انگور، دروکردن گندم، کندن کما (Kama) (نوعی گیاهی کوهی که به منظور آذوقه احشام در زمستان جمع آوری می شود) و آوردن کما از کوه و ... به خانواده عروس کمک کند.

در اعیاد مانند عید نوروز، عید فطر، عید غدیر و عید قربان، خانواده داماد مقداری وسیله مانند پارچه، کفش، چارقد و یا چیزهای دیگر برای عروس به عنوان عیدی به خانه عروس می بردند که آن هم توسط زنان انجام می شد ولی در عید نوروز داماد به همراه مردهای فامیل به خانه عروس رفته و مبلغی را به عنوان عیدی در داخل مجومه (سینی) قرار می دادند و خانواده عروس نیز مقداری تخم مرغ رنگ شده یا سفید بنا بر سلیقه خود در داخل کاسه و یا سبد کوچک کُلشی (بافته شده از ساقه گندم) قرار داده و به داماد می دادند.
خرج بران

این مراسم به دو گونه انجام می گرفت: در مراسم شیرینی خوران که اکثرا در شب انجام می شد پس از سرو شیرینی وچای ومیوه از طرف یکی از بزرگان حاظر در مجلس پیشنهاد می شدوطرفین یعنی خانواده عروس وداماد اعلام آمادگی می کردندوخرج بران نیز درهمان شب انجام می گرفت.

اما آنهایی که در آن شب آمادگی نداشتند یکی دو هفته قبل از مراسم عروسی چند نفر از فامیل داماد وبا هماهنگی قبلی به خانه عروس رفته و مراسم خرج بران را انجام می دادند.
عقد کنان

این مراسم به صورت جداگانه انجام می شد و عروس و داماد هر یک در منزل خود بلی را می گفتند. و گاهی هم اتفاق می افتاد که به جای عروس پدر ایشان بلی را می گفت و عاقد نیز می پذیرفت و رضایت دختر شرط نبود.
نحوه آمادگی برای مراسم عروسی

در زمان های قدیم نفت و گاز در روستا وجود نداشت. حتی مردم برای روشنایی از پیه یا روغن چراغ استفاده می کردند، به همین دلیل برای روشن کردن زیر دیگ از راه های زیر استفاده می کردند: حدودا یک یا دو ماه قبل از مراسم عروسی از چند مرد جوان از قبیل داماد، برادرزاده وخواهرزاده برای بریدن هیزم با اره دستی یا تبر دعوت می کردند. آنها نیز درختان بزرگ چنار یا بادام را قطع می کردند و در برابر نور خورشید قرار می دادند تا خوب خشک شود. چون چوب تر خوب آتش نم یگیرد و دود زیادی نیز دارد. برای روشن کردن زیر دیگ علاوه بر هیزم از گون و تنگس نیز استفاده می کردند.البته لازم به ذکر است که بدانید که چون نانوایی های شهر از گون استفاده می کردند عده ای گون ها را برای فروش به شهر می بردند تا هزینه زندگی خود را تامین کنند. واز طرفی حمامی ده نیز از گون و تنگس استفاده می کرد و مردم روستا نیز برای مصرف سالانه خود مقداری گون در علفندان (سوخت دان) ذخیره می کردند که باعث می شد در کوه های اطراف محل گونی برای کندن وجود نداشته باشد و مردم روستا مجبور بودند برای تهیه یک بار الاغ گون و تنگس راه طولانی را طی کنند. کار کندن گون و تنگس دو یا سه هفته قبل از عروسی انجام می گرفت که این کار بر عهده مردان کاری و قوی هیکل فامیل بود.
صلاح وینان

صبح روز قبل از صلاح وینان از مدعوین برای سرو شام در منزل داماد دعوت به عمل می آوردند. در این مراسم معمولا هم افراد اهل نظر(کدخدا،ملا که باسوادترین فرد بود و ریش سفیدان محل) بودندو هم افراد کاری (گرداننده های مجلس ( حظور داشتند. و غالبا دو روز قبل از عروسی بود. برای شام مراسم صلاح وینان یکی دو گوسفند دو ساله را ذبح می کردند و با گوشت آن آبگوشت می پختند. پس از سرو شام، چای و شیرینی زمان تقسیم کار ها فرا می رسید.
تقسیم کارها در این شب

دلاک (سلمانی) محل ماموریت می گرفت در هر وعده غذا، سفره را پهن کرده و از میهمانان پذیرایی نماید و همچنین همراه داماد و داماد برادرها به حمام برود و آنها را اصلاح کند.
دو نفر هم باید صبح روز بعد همراه با یک دستمال بزرگ (دستار) به درب منازل اهالی رفته و از آنان برای مراسم عروسی دعوت بعمل می آوردند و همچنین موظف بودند همراه با سلمانی محل از میهمانان پذیرایی کنند. و همچنین در هر وعده سرو غذا بوسیله آفتابه و لگن مسی مخصوصی وظیفه شستشوی دست میهمانان را برعهده داشتند.
دو نفر نیز برای پذیرایی از خانم ها و شستشوی ظروف انتخاب می شدند.
یک نفر به عنوان هویج دار یا شربت دار تعیین میشد که نگهداری گوشت و حبوبات و قند و چای بر عهده او بود. که آنها را در اتاقی که کلیدش تنها در دست او بود نگاه می داشت.
یک نفربه عنوان آشپز و یک نفرهم به عنوان کمک آشپز انتخاب می شد.
یکی دو نفر هم مسول تهیه آب بودند که می بایست با قاودان یا کوزه ای بزرگ برای پر کردن دیگ آب و آب خوردن از چشمه آب بیاورند.
چند نفر به عنوان داماد برادر که وظیفه نگهداری وسایل شخصی داماد از قبیل لباس و کفش و مخصوصا کلاه داماد را بر عهده داشتند. زیرا افرادی چه به طور شوخی یا جدی در صدد برداشتن کلاه داماد بودند که این کار بسیاربد وزننده بود.
یک نفر نیز به عنوان کد خدای داماد انتخاب می شد که می بایست داماد را برای زندگی آینده ومشکلاتی که درسر راه او قراردارد آماده کند.
قصاب که کشتن گوسفند و پوست کردن و آمده کردن گوشت بر عهده او بود. که تعداد گوسفندان ذبح شده در بعضی عروسی ها به 12 راس می رسید.
چند زن مجرب نیز برای پختن نان انتخاب میشدند و کارشان را با گرفتن خمیر از سحر شروع می کردند.

صبح روز بعد

دو یا سه زن جوان وماهر بعد از اذان صبح و پس از خواندن نماز، و پس از الک کردن آرد آنرا خمیر می کردند و شروع به پختن نان می کردند و برای این کار از مطبخ و تنور همسایه ها نیز استفاده میکردند و زنان محل هم برای گفتن مبارک باد به منزل داماد می آمدند و در پختن نان به آنها کمک می کردند. زنان مسن در صدرمجلس می نشستند و زنان جوان را راهنمایی می کردند. برای نهار کسانی که برای کار کردن در مراسم عروسی دعوت شده بودند حضور داشتند و کارها ازبعد از ظهر این روز شروع می شد ،دیگها را روی اجاق ها که از گل وسنگ ساخته شده بودند در داخل مطبخ قرار می دادند و توسط آب آور پر از آب می شد وآشپز کار خود را شروع می کرد و قصاب هم گوسفندانی را که لازم بود در این روز که ماله کشان نام داشت ذبح نموده وتحویل شربت دار می داد و توسط شربت دار تحویل آشپز می شد.
حنابندان

حدوداً هنگام غروب آفتاب و با تاریک شدن هوا مهمان ها وارد می شدند وبنا به شرایط سنی وموقعیت محلی به مکان مناسبی که از قبل تعیین شده بود راهنمایی می شدند.

میهمانانی که از راه دور آمده بودند و به اصطلاح غریبه نام می گرفتند و یامتشخص بودند در کنار ارباب محل وکدخدا وملاء محل وریش سفیدان جای می گرفتند و دیگر افراد محل در جای دیگری (داخل اتاق های معمولی) بودند و جوانان هم جداگانه در یک اتاق دیگرو برا کدخدای داماد وبرادر های داماد هم جای خاصی را در نظر می گرفتند.

در این شب قبل از صرف شام ابتدا گروه نوازندگان که عبارت بودند از: داریه زن،نی زن،مز قون زن،تار یا گیتار زن و خواننده و بازی در آور به نوبت وارد اتاق ها شده و برای میهمانان کار های خود را عرضه می داشتند. یکی از این بازی ها زور علی بازی بود که یک نفر لباس خاصی می پوشید ومجومه ای را پر از تنقلات ومیوه می کرد وبه اصطلاح فروشنده می شد و فردی دیگرهم با پوشیدن لباسی تقریبا مندرس در اطراف آن مغازه (مجومه) به کالای دکان ناخنک میزد فرد مغازه دار با اعتراض به عمل او می گفت: آی مردک تو فقط بلدی ناخنک بزنی و او در جواب می گفت: من کار های دیگری هم بلدم - چی کار بلدی - شخم می زنم بذر می پاشم بیل می زنم - توکشتی هم بلدی - بلی کشتی هم بلدم - خب من شاگردی دارم که زورش زیاد است با او کشتی می گیری - اگر او را به زمین بزنم چی می دهی - دکانم را به تو می دهم واو به این ترتیب با یک نفر که قبلا مشخص شده بود و او هم لباس خاصی پوشیده بود کشتی می گرفتند و در نهایت دکان را تصاحب نموده و میوه ها و تنقلات را بین مردم تقسیم می کردند. در حین نوازندگی افراد فامیل می رقصیدند و شاباش می گرفتند که این شاباشی ها در نهایت به نوازنده ها داده می شد. سپس زمان سرو شام فرا می رسید که آنهم با نظم خاصی توزیع می شد. به این صورت که ابتدا شام برای ارباب و اطرافیانش با چربی بیشتر برده می شد. بعد نوبت بزرگتر های مجلس بود که در اتاق دیگری بودند. سپس نوبت به جوان تر ها و بچه ها می رسید و بعد از آن نیز غذا را برای زنان می بردند و برای زنان نیزاین نظم و ترتیب بر قرار بود. برای داماد وداماد برادر ها غذای بهتری تدارک دیده می شد یعنی آبگوشت آنها پر چرب تر و با گوشت بیشتری بود. ضمنا رعایا (کشاورزان) برای ارباب گوسفند می بردند و اگر ارباب صلاح می دید به عروسی می آمد و اگر رعیت ضعیف و بی کس و کار بود در عروسی او شرکت نمی کرد و فقط پالتویی را برای داماد می فرستاد.
مراسم شب حنابندان در خانه عروس

در این شب خانواده عروسبا دعوت از اقوام نزدیک با مختصر شامی که تدارک دیده می شد از آنها پذیرایی می کردند. عروس نیز از دوستان نزدیک خود دعوت می کرد تا به عنوان دوست خواهر از ابتدای شب حنا بندان تا هنگام تحویل عروس در کنار او باشند. و مردان سن بالا و ریش سفید از همسایه و اقوام عروس هم بعنوان بزرگتر مجلس برای شام دعوت می شوند که برای آوردن حنا توسط ایشان با هماهنگی مجاس زنانه به (پیام آوران) از جناب داماد اجازه داده می شود که خانواده داماد اجازه دارند با تشریفات خاص برای عروس خانم و اطرافیانش حنا بیاورند.
حنابران

رسم چنین بود که از جناب داماد دو نفرمرد زبان آور به خانه عروس رفته و در مجلس مردانه حضور یافته و از بزرگترهای حاضر در مجلس برای آوردن حنا برای عروس خانم و اقوام نزدیک ایشان اجازه می گرفتند. نکته قابل توجه اینکه آمدن دو نفر برای گرفتن اجازه بدین منظور بود که اگر هنگام صحبت کردن جملات کامل ادا می شد آن دو نفر اجازه داشتن به مجلس داماد مراجعه نمایند و اگر جملات کامل ادا نمی شد یک نفر از این دو نفر را بازداشت نموده (یعنی فرد گوینده که نتوانسته درست صحبت نماید در مجلس عروس می ماند) و همراه او به مجلس داماد بر می گشت و جریمه ای را که بزرگان مجلس عروس معین می کردند می بایست بیاوردند تا اجازه آوردن حنا داده شود که این جریمه راترجمان می گفتند .که عبارت بود از یک من قند یا یک مجومه کشمش و گردو یا میوه وامسال این ها دربعضی از عروسی ها موضوع جریمه بسیار جدی بود البته این جریمه در چند مورد تکرار می شد مورد اول که ذکر شد. مورد دوم اجازه گرفتن برای بیرون آوردن داماد از حمام . مورد سوم بردن داماد به خانه عروس نزد پدر ومادر و پدر بزرگ و برادران و اقوام عروس برای دست بوسی و دیده بوسی . مورد چهارم اجازه گرفتن برای آوردن جهیزیه عروس . مورد پنجم بچه هایی که در مجلس شلوغ می کردند که این جریمه کمتر از دیگر جریمه ها بود . مورد ششم هنگامی وسایل شخصی داماد از قبیل کلاه و کفش و یا پالتوی داماد پنهان ویا دزدیده می شد. برادر های داماد جریمه می شدند. هنگام حنابران به خانه عروس خانم ها جمع می شدند و خنچه ای درست میکردند ودر داخل مجومه قرار می دادند وبر روی آن روسری بزرگ ریشه دار و گلدار سفید بنام کلاخی قرار داده و حدوداً ساعت یازده الی دوازده شب با نواختن طبل وساز (ساز و دُهُل) مردان همراه نوازندگان حرکت می کردند و خانم ها همراه کسی که مجومه بر سر داشت با رقص موسوم (دستمال بازی) حرکت می کردند.
بردن داماد و برادر های داماد به حمام

بعد از برگشتن از خانه عروس حدود ساعت دوازده ونیم یا یک شب داماد رام همراه با کدخدای داماد و برادر های داماد همراه با مقداری حنا و وسایل آرایش که دلاک محل به همراه داشت با نواختن طبل و ساز به حمام می بردند ؛شایان ذکر است که حمام خزینه ای دارای چند قسمت بود قسمت اول جایگاه کوچک بود دارای یک سکوی بزرگ که معمولاً حمامی و دلاک در آنجا می نشستند-قسمت دوم یخه دسک یا رخت کن که دارای یک سکو برای شستن و یک حوض آب سرد ویک مکان بزرگتر برای قرار دادن لباس –قسمت سوم صحن حمام گه دارای شیب تندی بود . روبروی درب ورودی حوض نسبتابزرگی تقریبایک متروبیست وپنج سانت عمق وطول وعرض آن حدودسه ونیم الی چهار متربودکه به آن خزینه می گفتند پرازآب البته در گوشه ی سمت راست آن ظرف بزرگ مسی به نام تیان وجودداشت وزیر تیان کوره ی آن بودکه با سوختن گون وتنگس و هیزم آب خزینه گرم می شد سمت چپ یک حوض کوچک دارای آب سرد برای مخلوط کردن وجودداشت و قسمت سمت راست نظافت خانه بود افرادی که همراه دامادبه حمام آمده بودندبه نوبت درمکان های مختلف قرارگرفته ومشغول اصلاح سروصورت ونظافت کلی انجام می شد حنا می گرفتند و شستشو انجام می شد در این مدت گاهی افراد بودند که روی زیر اندازی (گلیم یا نمد) با خود برده بودند کنارحوض آب سرد بیرونی می خوابیدند. مطلب دیگر اینکه چون محل دارای یک حمام بود به دونبت تقسیم شده بود بدین صورت که آقایان از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب استحمام می کردند و خانم ها از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب نوبتشان بودو همچنین بعضی ها مقید بودند برای اذان صبح و انجام فریضه ی نماز خودشان را به آب رسانیده و استحمام نمایند ؛و رسم بر این بود با ورود هر یک از اهالی به حمام همراهان داماد موظف بودند جهت ادای احترام به پا خیزند و خبردار بایستند تا آن شخص وارد قسمت سوم یعنی صحن حمام شود.
روز عروسی

مراسم عروسی حدودا ساعت 8 صبح شروع می شود. ابتدا با گرفتن اجازه لباسهای داماد را بوسیله مجومه ای و با طبل و ساز به طرف حمام می برند. داماد با پوشیدن لباس آماده حرکت می شود کدخدای داماد در جلو و داماد با گذاشتن کلاه بخاری (مشابه کلاه شاهان دوره قاجار) بر سر پشت سر کدخدا حرکت می کند. داماد برادر ها نیز به ترتیب قد در پس آنها می آیند. در جلوی درب حمام جمعیت زیادی با خوشحالی ایستاده اند و عده ای چوب به دست و در حالی که کت خود را دور دست چپشان پیچیده اند و به گونه ای دور گرد حرکت کرده و با حالتی رزمی بر رئی چوب های همدیگر می کوبند. با آمدن داماد از حمام نوازنده ها بلند تر می نوازند و چوب بازی مردان نیز شدت بیشتری به خود می گیرد، مادر و خواهر و فامیل های نزدیک که بر بالای بام حمام ایستاده اند بر سر داماد نقل و گلاب و سکه می پاشند. زنان شروع به دستمال بازی می کنند، بچه ها کوچک تر هم سعی می کنند تااین پول ها و نقل ها را جمع کنند. در همین حال قصاب که دستمال یزدی را دور گردن گوسفند پیچیده است، گردن گوسفند را می برد و فرد با سوادی که به داماد نزدیک است این جملات را می خواند: آدینه به بازار شدم وقت صلات سیه پسری دیدم چون حب نبات سربر قدمش نهادم و خوش می گفت بر طاق دو ابروی محمد صلوات همه نظرها پاک کوری چشم ناپاک پیغمبر خدا را بی حد و با ادب صلوات و به استقبال داماد می رود. سپس با نواختن طبل و ساز، چوب بازی و دستمال بازی در حالی که هر چند قدمی مردان شعری را برای داماد می خوانند و زنان نیز با کفگیر برای داماد اسپند دود می کنند و پس از اینکه آنرا دور سر داماد گرداندند جلوی پای داماد می ریزند، همراه با داماد به منزلش می روند. حدود ساعت 11 به خانه می رسند و جمعیت برای خودن نهار به داخل منزل می روند و داماد به همراه کد خدای داماد برای خوش آمد گویی و روبوسی ابتدا نزد پدر بزرگ، پدر، عمو،دایی و دیگر میهمانان می روند و سپس به منزل عروس نزد پدر بزرگ، پدر، عمو، دایی و فامیل های عروس میروند. وپس از آن نهار می خورند. سپس در حدود ساعت 2 اقوام به همراه داماد برادرها هر یک مجومه ای از میوه فصل که روی آن راپوشانده اند را بر سر نهاده و دستمالی در دست راست داشتند و با دست چپ مجومه را می گرفتند و رقص کنان به طرف پشت بام یا فضایی که قبلا فرش (یا گلیم و نمد) شده بود و افراد نشسته و نوازنده ها طبل و ساز میزدند می آمدند و میوه ها را جلو میهمانان قرار می دادند. در این مکان هم سیاه بازی انجام می شد. مپلا شخصی صورتش را با زغال سیاه می کرد و ظرف نفتی که از جنس حلبی و بصورت بطری بود و چیلک نام داشت را به پشت خود می بست و داریه زنان وارد می شد و می رقصید و مرد جوانی هم لباس زنانه می پوشید و به شکل عروس می شد. بعد از آن هم جوانان با نواختن طبل و ساز به صورت زور خانه ای با هم کشتی می گرفتند و پس از آن شخصی دستمال بزرگی به کمر خود می بست و داماد را خلعت پوشان می کرد یعنی کتی یا پالتویی را که معمولا پدر داماد خریده بود و هدیه نموده بود را با گرفتن اجازه بر تن داماد می کرد. سپس شروع به گرفتن هدیه از بزرگترین فامیل نزدیک می کرد و مبلغ آن را به دو برابر می خواند و در پی آن با گرفتن اجازه از خانواده عروس با نواختن طبل و ساز برای آوردن جهیزیه به سمت خانه عروس حرکت می کردند. در راه نیز هنگامی که به مسجد، تکیه یا خانه سیدی می رسیدند برای ادای احترام از ابتدای دیوار تا انتهای آن صدای طبل و ساز را قطع کرده و صلوات می فرستادند.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در روستاهای قزوین

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران