روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - ازدواج در روستای ایده لو

ازدواج در روستای ایده لو

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در آذربایجان شرقی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 21 آذر ماه ، 1394 18:51:07    موضوع مطلب: ازدواج در روستای ایده لو پاسخ همراه با اعلان

ازدواج در روستای ایده لوی خلیفه لو / هشترود

ازدواج در آذربایجان شرقی:

سنت ازدواج در میان ایرانیان محترم شمرده می‌شود و هر كدام از آداب و رسومی كه برای با شكوه‌تر برگزار كردن آن اجرا می‌كنند فلسفه‌ای دارد كه توجه به آن، فرهنگ ازدواج ساده همراه با پایبندی به عقاید و مذهب را در میان جوانان گسترش می‌دهد. این رسوم، در فرهنگ بسیاری از ملل جهان مشترك است. تبادل حلقه ازدواج، تبادل مهریه و شیربها، هدیه دادن گل، شام دادن در شب عروسی، موسیقی، شعرخوانی، دعا و خواندن كتاب مقدس مانند قرآن در فرهنگ ملل گوناگون به شكل‌های مختلف و با جزئیاتی متفاوت وجود دارد.

آیین ازدواج، آیینی است مسرت‌بخش و شادی‌افزا كه بر محور خانواده استوار است. در فرهنگ مردم ایران در مراحل مختلف اجرای این آیین از خواستگاری،‌ بله‌برون، ‌تعیین شیربها و مهریه تا عروسی و تشكیل خانواده جدید، بر حضور ریش‌سفیدان و بزرگان فامیل اعم از پیرمردان دنیا دیده و پیرزنان با تجربه تأكید فراوان شده است. احترام به این اشخاص و ضرورت حضورشان در همه این مجالس به سبب راهگشایی ایشان در امور مهم و تصمیم‌گیری‌هاست. بزرگان و ریش‌سفیدان در واقع قانونگذارانی هستند كه محدوده قانون‌گذاریشان عرف و خانواده است و البته خود، ناظر بر اجرای قوانینشان نیز هستند. تعیین میزان مهریه،‌ مبلغ شیربها، سیاهه جهیزیه و زمان و چگونگی برگزاری مراسم خواستگاری، عقد و عروسی از وظایف نانوشته و قوانین عرفی بزرگان و ریش‌سفیدان خانواده است. همه این مسائل كه گواه دانش تجربی و شأن اجتماعی و خانوادگی بزرگان و ریش‌سفیدان است، سبب احترام و اكرام ایشان می‌شود. شناساندن آداب و رسوم ایرانیان در بحث ازدواج می‌تواند به آسان‌سازی ازدواج كمك كند چرا كه در بسیاری از اقوام مراسم عروسی با كمترین هزینه و در عین حال با شكوه‌ترین مراسم برگزار می‌شود. بنابراین می‌توان گفت كه ایرانیان از دیرباز همه اقوام و فامیل را در برگزاری مراسم عروسی شركت می‌دادند و هر رسمی‌كه بلد بودند مانند رقص‌های سنتی، خواندن آواز و بازی‌های مختلف را به كمك یكدیگر اجرا می‌كردند كه این موضوع به با شكوه شدن مراسم ازدواج كمك شایانی می‌كرد. بررسی برخی از آیین‌های ازدواج در میان اقوام ایرانی در گذشته نشان می‌دهد كه در برگزاری مراسم ازدواج از جمله خواستگاری، مراسم عقد، تهیه جهیزیه، حنابندان، روز عروسی و ... اكثراً خانواده‌های عروس و داماد نه یك یا دو روز بلكه هفت تا ده شبانه روز مراسم جشن و پایكوبی را ادامه می‌داد‌ند. این مراسم باشكوه در تمام استان‌های ایران در شكل كلی و مراحل آن مشابه است فقط در جزئیات مراسم و همچنین تلفظ واژه‌های محلی است كه تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود.

آذربایجان شرقی با سابقه کهن فرهنگی و اجتماعی خود دارای آداب و رسوم جالب و خاصی است که از جذابیت و ویژگی منحصری برخوردار است. ازدواج پیوند مقدسی است که در میان مردم آذربایجان از ارزش و احترام والایی برخوردار است و این امر باعث شده است که مراسم مربوط به آن را هر چه باشکوه‌تر و زیباتر برگزار نمایند و یكی از دیدنی‌ترین مراسم در آذربایجان شرقی باشد. مراسم ازدواج در سراسر آذربایجان به طور کلی به یک شکل ولی با تفاوت اندکی برگزار می گردد.

آذری زبان‌ها برای فرستادن جوانانشان به خانه بخت رسم و رسوم بامزه‌ای دارند كه البته بی‌شباهت به شهرهای دیگر نیست. رسم و رسومی كه هرچند نسبت به سال‌های قبل‌ كمرنگ‌تر شده، اما هنوز هم می‌شود رگه‌هایی از آن را دید. هنوز هم در مراسم ازدواج ترك‌ها، عاشیق‌ها می‌نوازند و رقص و پایكوبی به شیوه سنتی‌اش برگزار می‌شود. عروسی‌ معمولاً با خواندن سرودها و تصنیف‌‌ها همراه است. این تصنیف‌های زیبا و تغزلی و حتی طنزآلود در واقع زینت‌بخش مجالس عروسی هستند و همیشه به همراه موسیقی و رقص اجرا می‌شوند. موسیقی و ادبیات عاشیقی، از قدیمی‌ترین هنرهای آذربایجان هستند. عاشیق، هنرهای خوانندگی، نوازندگی، شعر، داستان‌سرائی، حرکات موزون و نمایش را همزمان دارا است و با نغمات موسیقی که «هاوا» گفته می‌شود، در مراسم گوناگون از جمله عروسیها و اعیاد و همچنین در محل‌های مختلف - از سالن‌های کنسرت تا قهوه‌خانه‌ها - به ایفای این هنرها می‌پردازد. آلت موسیقی اصلی عاشیق‌ها «قوپوز» یا «ساز» نامیده می‌شود، که معمولاً با همراهی نوازندگان ساز بادی «بالابان» و ساز ضربی «قاوال» یک گروه، تشکیل می‌دهند.

مراسم عروسی در چند مرحله انجام می‌شود از جمله خواستگاری، عقد، نامزد كردن و نشان بردن، شب حنابندان، بردن جهیزیه و «پاینده تخت». هر مرحله سرود و آوازی خاص دارد كه خصوصیات همان مرحله را نشان میدهد.
به عنوان مثال رسم جالبی كه در گذشته‌های دور در آذربایجان مرسوم بوده اینكه روی سر عروس نشسته بر صندلی، كاسه‌ای می‌گذاشتند و مهمانان به رسم هدیه داخل آن پول می‌انداختند. یكی از همراهان عروس در زمانی مناسب این كاسه را برمی‌داشت و فرار می‌كرد، در این صورت بقیه بایستی او را میگرفتند و به او مژدگانی میدادند تا راضی شود و كاسه پر پول را پس بدهد. در زمان‌های گذشته (بیش از پنجاه سال پیش) داماد تا زمانی كه مراسم عروسی انجام نمی گرفت، حق دیدن عروس را نداشت و گاهی اوقات در مراسم عقد نیز دختر و پسر چهره همدیگر را به طور كامل نمی دیدند. اگر هم ملاقاتی بین دختر و پسر صورت می‌گرفت با ترس و لرز بود. امروزه نحوه آشنایی‌ها به علت گسترش روابط بسیار تغییر كرده است. اغلب جوانان همسر آینده خود را انتخاب می‌كنند و بعد مراسم خواستگاری انجام می‌پذیرد.

ازدواج در روستای ایده لوی خلیفه لو

مقدمه :

در روستای ایده لوی خلیفه لو از قدیم رسم بر این بوده است که دختران را فقط در همان روستا شوهر می دادند و پسران نیز از همان روستا انتخاب همسر می کردند. این رسم تا سالهای اوایل انقلاب پا بر جا و باعث نزدیکی اهالی بهم دیگر و فامیلی نسبی فراوان بین اهالی شده بود. سالهای خیلی قبل حتی دختران یوخاری باشی و یا دختران آشاقا باشی تمایلی به وصلت با پسران آشاقا باشی و یوخاری باشی نداشتند و خیلی کم این ازدواجها به وقوع می پیوست.

تا جائیکه یادم می آید ازدواج اهالی روستای ایده لوی خلیفه لو با دختران دیگر روستا ها تا همین 20 سال پیش به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسید. البته این ازدواج فواید بسیاری برای جوانان و خانواده ها داشت و بیش از 98 در صد ازدواج ها موفق بود و این موفقیت مرهون شناخت دقیق خانواده ها از همدیگر بود و به ندرت طلاق صورت می گرفت. زمانیکه پسرها به سن بلوغ می رسید ند ویا قبل از سن بلوغ، پدر ومادر با همفکری یکدیگر و بعضا بدون اطلاع فرزندشان دختری از نزدیکان و یا اقوام و یا طایفه برای وی در نظر می گرفتند و معمولا یکی از زنان مسن یا گیس سفید را به عنوان الچی به خانه دختر جهت هما هنگی و اخذ نظر روانه می کردند. در روستای ایده لو عروسی ها بیشتر در اوایل بهار که برف و سرما رفته بود و هنوز فصل کاشت و برداشت شروع نشده بود انجام می گرفت ویا در اواخر تابستان و اوایل پا ییز که کار بر داشت محصولات کشاورزی تمام شده بود و قبل از رسیدن فصل سرما صورت می گرفت.

ازدواج در روستای ایده لوی خلیفه لو 2

گام اول : ائلچیلیلیق یا خواستگاری

خواستگاری که در زبان محلی به آن ائل چیلیک و ائل چیلیق می گویند نخستین قدم برای شروع ازدواج به شمار می رود.

قبل از ازدواج دخترها و پسران از مدتها پیش همدیگر را درمحیط کوچک روستا دیده و بعضا با ایماء و اشاره و یا پیغام و پسغام توسط خواهران و یا افراد مورد اعتماد با هم در ارتباط بوده به هم ابراز علاقه می کردند. بعضی از ازدواجها هم بنا بر خواست مادران پسر ویا به انتخاب پدر خوانواده صورت می گرفت و هیچوقت هم مورد مخا لفت پسران و یا دختران قرار نمی گرفت و اگر هم دختر و پسری همدیگر را نمی خواستند چاره ای جز پذیرش ازدواج نداشتند، ولی آنچه که مسلم است پس از ازدواج به هم علاقمند شده و به زندگی ادامه می دادند.

در روستای خلیفه لو به دلیل نسبتهای فامیلی و طایفه ای و شناخت دقیق از همدیگر نیازی به تحقیقا ت امروزی نبود. یکی از بهترین راههای انتخاب و پسندیدن دختر و پسر هنگام آب آوردن دختران از قرمزی بلاغ بود که دختران جهت اوردن آب به آنجا می رفتند. دختر خوانمها آب را در کوزه ها پر کرده و بصورت دسته جمعی به طرف منازل خود حرکت نموده و معمولا در چند نقطه ایستاده و ضمن استراحت در خصوص پسران مورد علاقه با هم صحبت می کردند.

مکانهای استراحت دختران چندین نقطه بیشتر مورد استقبال بود از جمله مشه (که پر از درختان بید و تبریزی بود)، مکان دیگر آرالیق یا کولیک و مکانهای بعدی مسجد قاباغی یوخاری باشی و مسجد قاباغی آشاقا باشی و ... بود.

در روستای ایده لو در انتخاب همسر برای فرزندان معمولا مصالح مادی و معنوی خانواده ها و یا طایفه مورد نظر بوده و سعی می شد که دختران از طایفه و قبیله خودی باشد. در مواقعی هم که پسر علاقه خود را نسبت به دختری اعلام می کرد جواب دختر این بود هر چه پدر و مادرم بگویند. به هر حال پس از پشت سر گذاشتن همه مسائل و موارد مطروحه و توافق و جواب مثبت خانواده دختر برای خواستگاری اولین قدمها برداشته شده و روز خواستگاری تعیین می گردید.



گام دوم : چای اشما ق یا سوز دانشما ق (چای خوران)

پس از موافقت خانواده عروس با وصلت دخترشان رسم بر این بود که ابتدا توسط خانواده پسر یک عدد سماور به منزل دختر برده می شد و سپس بزرگان اقوام و فامیل و ریش سفیدان روستا را جهت اعلان رسمی نامزدی (آداخلی) که معمولا پنج شنبه شب بود به منزل پدر دختر دعوت می نمودند. پس از حضور افراد مدعو یکی از بزرگان مجلس که معمولا دائی یا عموی پسر و یا یکی از ریش سفیدان مورد اعتماد طرفین بود، ضمن اعلام نامزدی آنها نسبت به تعیین مهریه (کبین) و شیر بها (باشلیق) اقدام نموده و کلیه قرارها را بر صفحه کاغذ می نوشتند. همچنین در این شب مدت زمان نامزدی نیز بصورت دقیق تعیین و اعلام می شد. از آنجائی که دختران وپسران را در سن پایین نامزد می کردند بعضی وقتها مدت زمان زیادی فاصله بین نامزدی تا ازدواج می افتاد و این زمان از یک سال شروع و گاهاَ تا ده سال نیز طول می کشید. در آن شب از میهما نان بوسله چای، شکلات، شیرینی و بیسکویت پذیرائی شده و یک کله قند را به قصد شگون و خوش یمن بودن می شکسنتد که به آن (قند سیندیرماق) می گفتند. البته اگر عاقد و روحانی در روستا بود صیغه عقد را هم می خواندند و در غیر این صورت فرد ای آن روز به روستای عرقطو و یا شهرهای هشترود و مراغه عزیمت می نمودند.





گام سوم : برگذاری مراسم (پا لتار اوستی)
یک روز پس از اعلام رسمی نامزدی مراسم پا لتار اوستی که مخصوص زنان بود می گرفتند. در این مراسم همه زنان و دختران اقوام و فامیل در بعد از ظهر و در منزل پدر دختر جمع شده وتا غروب به جشن و پایکوبی (چا لما خ و چاغرماخ) یا (وروب اوینا ماخ) مشغول می شدند. از طرف خانواده پسر معمولا یک قواره چادری، چار قات، یک جفت کفش و بعضا چند متر پارچه به همراه آئینه و هدایای دیگر به عروس تقدیم می کردند. یکی از اقدامات شاخص این روز گذاشتن مقداری نقل و یا شکلات رنگی در داخل نعلبکی و پخش آن بین میهمانان بود. هنگا می که میهمان شکلات را از نعلبکی بر می داشت بایستی مبلغی پول در حد توان و عرف آن روز در داخل نعلبکی می کذاشت و این پول پس از جمع آوری و شمارش به خانواده عروس تعلق می گرفت.


گام چهارم : چادر بیشماخ یا چادره کسماخ

پس از گذشت حدود یک هفته از مراسم پا لتاراوستی بستگان نزدیک داماد از جمله خاله ها، عمه ها، زن عموها، زن دائی ها به همراه مادر و خواهران پسر جهت بریدن چادر به منزل عروس خانم می رفتند. در این مراسم نیز پس از اندازه گیری و بریدن و دوختن چادر مبلغی پول ویا هدایای دیگر به عروس هدیه می دادند.




گام پنجم : اعیاد

هما نطور که گفتیم فاصله نامزدی تا ازدواج چند سال طول می کشید و در این فاصله اعیاد قربان، فطر و عید نوروز واقع می شد. در عید قربان اگر خانواده داماد وضع مالی مناسبی داشتند یک بره (قوزو) ویا یک بزغاله (چپش) را به عنوان (قربانلیق) به عروس هدیه می دادند که خانواده عروس آن قربانلیق را نگه داشته و پس از عروسی آنرا به خا نواده داماد می دادند. اگر خانواده عروس از طبقات پائین بودند مقداری گوشت خریده و آنرا به خانواده عروس می دادند. در عید فطر معمولا چند متر چارچه به همراه انواع کرم دست و صورت و یا سنجاق سر و لوازم دیگر به عروس هدیه می رسید. در عید نوزوز اغلب افراد نزدیک و فامیل داماد نیز بهمراه خود هدایائی از قبیل پارچه، شانه سر، انواع کرم دست و صورت به عروس خانم تقدیم می گردید و در عوض این هدایا خا نواده عروس نیز غالبا هدایائی مانند جوراب و دستمال به همراهان و خانواده داماد هدیه می دادند.



گام ششم : چهار شنبه سوری (شال سالا ماخ)

یکی از رسمهای شیرین و دلچسب ایام نامزدی در شب چهار شنبه سوری بود. در این شب داماد به اتفاق دوستان نزدیک به بام منزل عروس خانم رفته و از روزنه بام خانه دختر شال یا روسری بزرگ و بلندی آویزان می کرد و خانواده دختر پس از شناسائی آقا داماد جوراب ویا دستمال ویا پول وهدایای مناسب دیگر می بستند و داماد آنرا بر می داشت و بعضا هم داماد را به درون منزل دعوت می کردند. مراسم شال شال سالاماخ به همراه شادی و بگو بخندهای زیادی همراه بود.

و چه زیبا و دلنشین آن شاعر خو شنام سروده است :



بایرام دی گئجه قوشو اخوردی آداخلی قیز بیگ جورابین توخوردو

هر کس شا لین بیر باجادان سوخوردو آی نه گوزل قایدادی شال سالا ماق

بیگ شالینا بایرام لیقین باغ لاماق



گام هفتم : حنابندان (حناگجه سی) حناقویماق

یک شب مانده به شب عروسی، حناقویماق در خانه داماد و عروس به صورت مجزا برگزار می شد. ابتدا خانواده داماد یک کاسه حنا به همراه هدایایی به منزل عروس می فرستادند و سپس مراسم شاد حنابندان شروع می شد و تا پاسی از شب ادامه پیدا می کرد. در این مراسم برای داماد ساقدوش و سولدوش انتخاب و دستان آنها نیز حنا می گذاشتند و آن دو در طول مراسم مختلف در کنار داماد بودند. در روستای ایده لو رسم بر این بود که هیچوقت داماد در دوران نامزدی شب را در منزل عروس نمی ماند و فقط شب حنابندان این اجازه را داشت که در خانه عروس بماند. ضمنا حنا را فقط در کاسه مسی درست می کردند و آن را تا صبح در زیر سر عروس و داماد می گذاشتند و صبح داماد موقع رفتن آن کاسه را می برد و کاسه بعدا به عروس می رسید.

نکته: در ایام نامزدی هیچوقت عروس خانم با مردان و زنان طایفه و فامیل داماد صحبت نمی کرد و روی خود را بوسیله دستمال (چار قات) می پوشاند و حتی جواب سئوال آنها را با ایماء و اشاره می داد، ولی پس از عروسی با زنان فامیل داماد با گرفتن هدایا صحبت می کرد ولی با مردان هیچوقت همدم و هم صحبت نمی شد. در این دوران داماد نیز نبایستی در حضور پدر دختر به خانه آنها رفت و آمد می کرد و ملا قات دوران نامزدی به دور از چشم پدر صورت می گرفت و در این ملا قاتها هم اغلب یک بچه همراه آن دو حضور داشت.



گام آخر : عروسی (توی)

در گذشته رسم بود که یک هفته یا چند روز قبل از جشن عروسی بزرگترها برای خرید به شهر می رفتند و هر چیزی را که آنها انتخاب می کردند مود قبول همه بود. قبل از عروسی جهیزیه عروس خانم توسط اقوام سیاهه برداری شده و پس از امضاء ریش سفیدان به مزل داماد می بردند و هنگام عصر عروس خانم را بصورت دسته جمعی و با سرودن اشعار و فرستادن صلوات روانه خانه بخت می کردند. هنگامی که عروس وارد حیاط داماد می شد، داماد به اتفاق ساقدوش و سولدوش و در حالی که اطراف آنها تعداد زیادی پسران جوان و نوجوان نیز بودند بر بام منزل حاضر شده و بر روی عروس و جمعییت حاضر توسط داماد نقل و شیرینی به همراه سکه ریخته می شد و در آخر نیز داماد بایستی یک عدد سیب قرمز را بالای سر عروس و جمعییت به دور ترین نقطه پر تاب می کرد و سپس به اتفاق جوانان به منزل ساقدوش رفته و تا شب جشن و پایکو بی می کردند. البته هنگام عزیمت به منزل سا قدوش به رسم شادمانی توسط جوانان و نوجوانان سا قدوش و سولدوش کتک مفصلی نوش جان می کردند ولی آ نها مواظب بودند کسی به آقا داماد آسیبی نزند.



نکته : بئل باغلا ماق (بستن کمر عروس)

در زما نهای گذ شته عروس قبل از اینکه از منزل پدری خارج شود معمولا برادر کوچک وی شالی به کمر عروس می بست و در عوض صورت او نیز با آرد سفید می شد و سپس عروس با بدرقه فامیل خود و استقبال فامیل داماد راهی خانه بخت می گردید در حالی که چند نفر از زنان فامیل نیز به عنوان ینگه (همراه) با وی بودند.



نکته آ خر : صورت گرفتن (یا شماق توتماق)

در گذ شتهای دور و نزدیک تازه عروسها به نشانه احترام به مردان فامیل داماد و زنان مسن خا نواده آ نها بوسیله روسری صورت خود را تا بینی می پوشاندند که به این عمل یعنی پوشاندن نیمه پا ئین صورت توسط زنان با استفاده از روسری و چادر یاشماق توتماق می گویند.












اصطلاحات ترکی به کار رفته در ازدواجها:



آداخلی ----- نامزدی آ دا خلانماق ----- نشان کردن آ یاق آ شما ----- پا گشائی

گلین ----- عروس توی ----- عروسی نا یاخدی ----- حنا بندان

سوبای ----- مجرد ارلیک ----- دختر قابل شوهر دادن حنا گجه سی ----- شب حنا بندان

کبین ----- مهر یه باشلیق ----- شیر بها ائو لنمک ----- ازدواج کردن

ائولی ----- متاهل ائو لنمه لی ----- قابل زن گرفتن چال چاغیر ----- جشن و سرور

ائلچی ----- خواستگار توی ائوی ----- محل عروسی ائلچی لیق ----- خواستگاری

خونچا ----- خونچه قند سیندیر ماق ----- رسم قند شکستن قربان با یراملیقی ----- عید قربان

آلما آتماق ----- پرتاب سیب گلین چیخار تماق ----- کاروان عروس ----- جشن عروسی

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در آذربایجان شرقی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران