روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - مثل-اصفهان-نایین-لای بلاباد

مثل-اصفهان-نایین-لای بلاباد

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ضرب المثلهای اصفهان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 6 خرداد ماه ، 1392 19:09:33    موضوع مطلب: مثل-اصفهان-نایین-لای بلاباد پاسخ همراه با اعلان

سلام
با سلام و ادب خدمت کاربران و دوستان سایت روستاهای ایران
تعدادی مثل و ضرب المثل محلی را از منطقه لای بلاباد منطقه نایین و اطراف ان که منطقه ای با قدمت زیاد و دارای چندین پارچه روستا است که متاسفانه در سالیان اخیر به دلیل مهاجرت به شهرها بسیاری از انها یا خالی از سکنه است یا جمعیت انها مسن و کهنسالند برایتان نقل میکنم.
.
البته ممکن است در بین انها مواردی باشد که شما ان را نزدیک یا قرینه با مثل فارسی ببینید .ولی از انجا که مدرکی ندیدم مبنی بر اینکه زادگاه اصلی این موارد روستا های اطراف نایین است یا از زبان فارسی و دیگر زبانها به ان وارد شده انها را برایتان نقل میکنم و خرسند خواهم شد استادی مستند به زادگاه امثال اشاره کند تا اصلاح نمایم
لازم به ذکر است در گویش محلی بعضی کلمات بی پرده و رک بیان شده است که من ان را دلیل بر بی ادبی یا به قول امروزی ها کلاس پایین روستایی نمی دانم بلکه دلیلش ساده دلی و سادگی روستایی است که حرفهایش را اینگونه بی پرده می گوید .و این را در بسیاری از سایتها و وبلاگهای روستایی به وضوح می بینیم.
از خواننده گان محترم استدعا دارم با نظرات و راهنمایی های دلگرم کننده و سازنده این حقیر را یاری فرمایند تا مجموعه ای زیبا گرد اوری شود و میراثی برای ایندگان و جوانانمان که گویش مادریمان را کم کم از یاد برده اند باشد برای یادگاری.
1_وِ پری قیوش برخوارته
یعنی به پر قبایش برخورده است
معادل فارسی ان .به تریج قباش برخورده
مورد کاربرد ان واضح و روشن است.

2_همیشه از گُمب سٌو بر نایه یه وخ سر گین بر یه..
همیشه از راه خروجی اب سیب همراه اب نمی اید شاید سرگین بیاید.
یعنی همیشه در زندگی همه چیز بر وفق مراد نیست و طبق روال انجام نمی شود .

3-دی ابی ملا لیتیش نا پیا
این دیگه ملا و مطرب نمی خواست
ملا و مطرب برای علنی کردن و جار زدن موضوع خاصی هستند .لذا برای اینکه بگویند این مورد نباید بر ملا میشد یا جار زده می شد بکار می رود

4-ما اگه از اسب در کفتم از اصل ور نه کفتم
اگه از اسب افتادیم از اصل نیوفتادیم
در موردی بکار میرود که شخصی بخواهد بگوید اگرچه برایم مشکل پیش امده اصالتم پابرجاست


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ سه شنبه، 18 تير ماه ، 1392 21:51:26; دفعات ويرايش در مجموع 6 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از blabadiyon تشکر کرده اند bezujiq, rosta
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
musaaskari(يكشنبه، 19 خرداد ماه ، 1392 21:20:06),  

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 7 خرداد ماه ، 1392 18:01:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

5-اوسا بُزو گُ پشکل بی قالب ساجه
اوستا بز هست که بدون قالب پشکل می سازه
این مثل در مواردی بکار میره که شخص ادعای بیش از هنرش را داشته باشه و خودش را استاد بداند در حالی که چنین نباشد.

6-نه اُفتو از دی داغتر بُ نه کاولی از دی سیا تر
نه افتاب از این داغتر میشه نه کولی از این سیاهتر
معادل فارسی ان میشه .نیست بالاتر از سیاهی رنگ..در موردی که فرد بخواهد بگوید که بد تر از این نمی شود کاربری دارد

7-خر پا بار نی ین .بار پا خر نا بی رن
الاغ را میبرن پای بار .بار را پای الاغ نمی برن
منظور این است که کار باید از راه درست خودش انجام شود .تلاش بی حاصل و کار بی مورد نباید کرد.

8-چمچه پسایی کی رن.
از یه قاشق به نوبت استفاده می کنن
مفهوم ان این است که اینقد با هم رفیق هستند که من و تویی ندارند و از یک قاشق به نوبت استفاده می کنند

9-دویی وِ کیلنگو اُیی وِ کیلنگو تیور
در اینجا کلنگ است و در اونجا کلنگ و تبر
در موردی که شخص از محل زندگی و روزگارش بنالد و در پی هوای تازه به اشتباه قصد عزیمت داشته باشد از روی نصیحت به او گوشزد می کنند

10-بهار یک عرسی خِرُ
عمر بهار به اندازه عر عر الاغ طول میکشد.بهار زودگذر است
هشدار و اگاهی از عمر زود گذر است.

11-از دیگ چویی حلوامی نه خوارته
از دیگ چوبی حلوا نخوردیم.
دیگ در عین اینکه نامش بزرگ و برای پخت و پز است ولی نوع چوبی ان مصرفی ندارد و به کار نمی اید
این مثل هم در مورد کسی است که ادعای پوشالی دارد


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ سه شنبه، 18 تير ماه ، 1392 21:52:31; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 9 خرداد ماه ، 1392 18:50:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

12-مَلو رویی قیومت
گربه روز قیامت.نقل معروفی است که گربه هرچقدر هم پذیرایی شود باز هم میو میو میکند که مرا سیر نکرده اند .
معادل فارسی ان گربه بی چشم و رو است ..برای افراد ناسپاس که به حق خویش هم قانع نیستند بکار می رود.

13-کو یه زونه پالون دوز گو تو همبونو وَ چی یو(هُو)
سگ می داند و پالان دوز که داخل همیان چیست
داستانکی داردقریب به این : پالان دوزی برای شخصی کار می کرد ه که سگی داشته لوس و مزاحم کارش می شد .پالان دوز حوصله اش تنگ می شود و از داخل همیان درفشی را در می اورد و ضربه ای به سگ می زند .از ان پس هرگاه مزاحمش می شده به محض اشاره پالان دوز به همیان سگ حساب کارش را می کرده و دور می شده .
صاحب سگ سبب را از پالان دوز می پرسد و این را جواب می شنود که : کویه زونه...........
شخصی که نگران موضوعی است و دیگران از ماهیت و اصل ماجرا خبر ندارند بکار می برد.

14-آیور تُ سیبند گُ نَه واره خُل خُلیش تیر ماه بالا شُو
اذر تا اسفند که نبارد تیر ماه سر و صدایش بلند میشود.. ( زندگی کشاورز و دامدار روستایی بستگی به بارش زمستان دارد)
اشاره دارد به اینده نگری و عاقبت اندیشی.

15-بزغالی مایه تو گله نا بَو که
بزغاله ماده را نمیشود قاطی گله کرد
بزغاله ماده نه شیر دارد و نه پروار است ( بینابین است). . برای کسی به کار می رود که بخواهد کاری را مجمل بگذارد.

16-خر گو خورابی شَو گوش گا نا وَنن
خر که خرابی به بار می اورد گوش گاو را نمی برن.(خرابی در اصطلاح روستایی زمانی گفته می شد که زراعت بوسیله علف خواران بی اجازه مالک مورد تعرض قرار گیرد)
مفهوم ان این است که اگر الاغی خسارت به بار اورد گاو نباید مجازات شود..مکافات عمل هر شخص مربوط به عملکرد خود اوست.

17-خری ما از کُرگی دمبُش نه دارت
خر ما از زمانی که کره بود دم نداشت.
این مثل زمانی کاربری دارد که بنا به مصلحتی شخص از حق و گفته خود انصراف دهد.
در صورت کلی و به اجمال این مفهوم را می رساند (در حالی که حقیقت چیز دیگری است اما من حرف خود را پس می گیرم).

18-چوش وِبون کفت.یا چوش و افتو کفت.
چوبش به بام اوفتاد .یا چوبش به افتاب اوفتاد
یعنی کار او دیگر ادامه نخواهد داشت یا از گردونه خارج شده است. (کارش تمام شده است).بیشتر در مورد شغل و کسب از رونق اوفتاده بکار می رود...

19-موم زادش بو نی یو
میشود او را امام زاده برد.(نقل از اقای منظوری سایت روستای امام زاده قاسم)
امام زاده ها نزد ما از احترام وقداست خاصی برخوردارند ودر گذشته که ایاب و ذهاب و مسافرت راه دور مشکل بوده محل زیارت اداء نذورات .دید و بازدید و تجمع بوده است .
معنی کلی ان این است که .میشود او را در انظار عمومی برد و مایه خجلت نیست(بیشتر در مورد انتخاب نو عروس و زمان خواستگاری مصطلح بوده است)

20-ری در نی نه یو
رو پوشونی نیست.
کاربری این مثل با شماره 19 در یک مایه است .یعنی مایه ابرو ریزی نیست و در میان مردم میشود گفت که فلانی متعلق به ماست.


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ سه شنبه، 18 تير ماه ، 1392 21:53:46; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 10 خرداد ماه ، 1392 21:43:15    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

21-بُزچو نَمیر بهاری یه .کُمبیزه خوی خیار ی یَه
بزک نمیر بهار می یاد خربزه با خیار می یاد
مفهوم کلی ان وعده سر خرمن دادن است . در موردی که شخصی وعده تهی برای اینده می دهد کاربری دارد.

22-خِر وِخر سَرنی
باعث در امدن صدای خر با استفاده از صدای خر دیگر شدن و شلوغی بی جا برای منظوری ایجاد کردن.
با استفاده از ایجاد شلوغی بیخودی به هدف رسیدن یا کار را به نفع خود تمام کردن.{
معنی کلی ان. تبانی و با ایجاد هیاهوی ساختگی به مقصود رسیدن است.

23-یومی یم روغن تو چورامی کی ره فو تو شوش کَ
اومدیم که روغن بریزه به چراغمون فوتش کرد.
در موردی که از شخصی انتظار یاری و همدلی داشته باشیم و بر خلاف نتیجه حاصل شود این مثل کاربری دارد.

24-خِر خوی قاصد اُو وَنا خوره
الاغ با قاصد اب نمی خورد
یعنی در کارها باید خودت دست بکار شوی با واسطه کار انجام نمی شود

25-روغِن خاشوش دی یه دردی زای گیرفته
روغن بومی دیده درد زایمان گرفته
(روغن بومی با شکر اولین خوراک زن تازه زا در روستاهای قدیم بود ه)
این مثل برای ادم فرصت طلب و سوء استفاده گر از موقعیت پیش امده بکار می اید.

26-تی از کف پا کویه براری
تیغ (خار)از کف پای سگ در اوردن
در مورد کارهای شاق و رودر رویی با افراد بسیار بد برخورد استفاده می شود
بطور نمونه می گویند صحبت با فلانی تیغ از کف پای سگ در اوردن است.

27-پالونوش کَجُ
پالانش کج است.به این مفهوم که کارش ایراد دارد.جایی از کارش می لنگد.بطور کلی مشکلی دارد.

28-دول همیشه راس از چَ بر نا یه
دلو همیشه صاف از چاه بالا نمی یاد
به معنی اینکه .همیشه کارها انطوری که تو دلت می خواهد و پیش بینی کرده ای انجام نمی شود.
زندگی دایم بر وفق مراد نیست.احتمالات را باید در کارها جدی گرفت و تدبیر کرد.

29-چَ کِن خویوش همیشه تِگ چَ وَیو
انکه چاه می کند همیشه خودش ته چاه است.
منظور کسی که در کار مردم اشکال و مانع ایجاد می کند خودش به مکافات کارش نزدیک تر است.شخص مانع تراش زودتر و بیشتر در معرض اسیب و زیان است تا دیگران.

30-تاپو بی چش و ری
تاپوی بی چشم و رو.
تاپو ظرفهای بزرگ بیضی شکل از جنس گِل یا گِل پخته (سفال) بود که روی زمین یا در دل زمین می گذاشتند و مواد خوراکی را مدت چند روزی در ان نگهداری می کردند .نمونه بزرگتر ان بنام چیلو (چیل)یا همان سیلوی کوچک و برای نگهداری انواع غلات بوده است
به کسی میگویند که بدون رعایت ادب و احترام و دیدن دور و بر خود جایی می نشیند
به طعنه برای تادیب تاپوی بی چشم و رو گفته می شود


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ چهارشنبه، 6 شهريور ماه ، 1392 06:19:16; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 14 خرداد ماه ، 1392 09:33:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

31-سَرگینوش سِفتُو
سرگینش سفت است.
فیس و افاده اش زیاد است .بهانه جویی می کند.ایراد بی جا می گیرد
برای شخص پر افاده که ایراد به هر چیزی می گیرد بکار می رود

32-وسکی خوش چُسُ دم خی زینه وَچُسَ
از بس که خوش چُسِ دم خزینه هم می چُسه
این مثل هم برای کسانی به کار می رود که فیس و افادشان با وضع ظاهری و مالیشان علیرغم ادعایشان هماهنگی و همخوانی ندارد..

لازم به توضیح اینکه .این مثل به گونه های مختلف گفته شده
مثلا در حوالی روستای مزیک نایین دوست خوب ما اینگونه روایت کرده
وسکی خوش چُسُ وری وا و چُسُ
از بس خوش ... جلوی مسیر باد هم ......

یا روایت دیگری اینکه.
از وسکی خوش قام اُقیلمو دمی خیزینه و هَنیگه
یعنی از بس که پایش خوش تراش و ساقهای قشنگی دارد دم خزینه می نشیند.

33- اتش موجازُ
اخلاق و طبعش مانند اتش است
اخلاقش تند و طبیعتا اینگونه است.

34-غولا وِ تِل قلش نه مِسه
کلاغ به قلعه نه ریده است .منظور صبح خیلی زود یا بی موقع است.زودتر از بیدار شدن کلاغ از خواب.
در مورد عجله بی جا و دست پاچگی شخص در شروع به کار استفاده می شود.

35-سازیت اگه چل گز جی بُ از کَلو ما ردوش وابوی
سازویت اگر چهل متر هم باشد باید از کلوی ما بگذرد.
توضیح اینکه.سازو طنابی از الیاف خرما و.کَلو چوبی است به شکل بیضی یا (v) که یک طرف ان کمی بلند تر است .به سر طناب می بستند و.برای بستن بار حیوانات و ......استفاده می شده .
مفهوم این مثل این است .با ما نامهربان نباش که خلاصه کارت بدست ما حل می شود.یا گذر پوست به دباغ خانه می افتد

36-طو ناف تُو بر شی یه
طناب تاب در رفته
به شخص بلند قامت شُل و بی حال وکم خاصیت گفته می شود .به حالت ریسه رفتن از خنده هم اطلاق می شود.

37-دُوی ملو ته بر کَ دونی یو
خیز گربه تا دم در کاهدان است
برای افرادی که تقلای زیاد در شروع کاری می کنند و به سرعت هم متوقف می شوند بکار می رود
به این مغهوم هم هست که .جای نگرانی نیست دوام و سرعت این عمل چندان نیست.

38-خر خوی نیمی داغ کیرن .کفتین خوی جیمی
الاغ را با نمد داغ می کنند(گرم می کنند) و بیل را با (چوب مخصوص) دسته می کنند
یعنی برای هر کاری ابزار و لوازم خودش لازم است.

39-بی ریخ کَلی
بی ریخ .همان( ابریق ) که ظرفی عمدتا مسی برای شراب است در گذشته نمونه های گلی و سفالی ان به جای افتابه امروزی کاربرد داشته.(کَل) در اینجا به معنی لوله شکسته .
کَل در گویش ما به معنی بی شاخ هم مصطلح است .بز کَل یعنی بز بدون شاخ.
بنابر این به هر چیز که کارایی مطلوب را نداشته باشد یا از جهتی معیوب باشد اطلاق می شود

40-تِل اگه تاک نی یه دِشتو اگه هِم نی یه مُشتُ
شکم را اگر باز کنی (شکم پرست باشی)به اندازه یک دشت است و اگر ان را ببندی به اندازه یک مشت است
این مثل جنبه نصیحت و موعظه هم دارد .
مفهوم کلی ان این است که در دنیا هر جور بخواهی می شود عادت کرد و زندگی کرد


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ سه شنبه، 14 آبان ماه ، 1392 20:07:09; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 19 خرداد ماه ، 1392 20:49:41    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

41-چوت وِخرمن ما نا یه
چوب تو خرمن ما گذاشتی .
یعنی پشت سر ما حرف زدی.افتادی تو پوستین ما

42-در لحنی شدید تر میگن.(چوت وِ خرمن ما بَسه)
چوب به خرمن ما زدی.پشت سر ما حرف نا روا زدی

43-چوت او اِسه.یا ترکت او اِسه
چوب برات تو اب داره خیس می خوره.یا ترکه برات تو اب داره خیس می خوره
این مورد در زمانی که کسی را بخواهند تهدید به تادیب کنند کاربری دارد.چوب تَر یا ترکه تَر برای چوب فلک و ادب کردن محصل بکار می رفته.

44-پیزور صَی مِنُش یک قاز (راوی اقای منظوری امام زاده از امام زاده قاسم کوهپایه)
صد من پیزور یک قاز
دوتعبیر به یک معنی و مفهوم کلی. پیزور به مفهوم لاف و تعریف و تمجید توخالی است.

پیزور در جایی به سفال کاه و کلش گفته می شده که فقط به درد پالان الاغ می خورده که پفکی شود(توضیح اقای منظوری)
اما انچه خودم دیده ام و می شناسم به شرح ذیل است
پیزور نی های نازک سبز رنگ و باریک و پفکی است که در داخل استخر عمومی ابادی که کف انها خاکی بود سبز می شد و به هیچ دردی نمی خورد .ارتفاع ان تا حدود یک متر هم می رسید .از این رو مثل شده است.

45-پیزوریش وِپیش پالون نا
پیزور به پیش پالان گذاشت .
وقتی کسی بیهوده از کسی تمجید کند بکار می رود

46-پیزوریش تُو نا
پیزور تاب می داد
در اینجا به معنی .چاخان میکرد. بلوف می زد. کار بیهوده می کرد .
و بطور خلاصه اینکه پیزور به اشیاء بدرد نخور هم اطلاق میشود مثلا ماشین پیزور.

47-اُووش هرزو
آبش هرز می رود
به معنی اینکه دیگر قادر به انجام کارهایش نیست و از کار افتاده است.

48-خر یا خر اول وََ
خر جای خر اول است.
وقتی بخواهند بگویند تغییری حاصل نشده است و در اصل عملی انجام نشده کاربری دارد

49-ایکی وِخر بنده ایکی وِخورجن
یکی به الاغ میزنه یکی به خورجین.
یعنی دو گونه کار میکنه .معلوم نیست طرفدار کیست یا مقصود اصلی او چیست.و به تعبیری ریا کار است

50-دَسوش دو شو وی یو
دستش اغشته به دوشاب است.
دوشاب یا شیره را قدیم در منطقه ما از توت می گرفتند که چسبنده و غلیظ بود .
تلویحا برای شخصی که گَنده دزدی می کند بکار می رود.نمی گویند دزد است میگویند دستش به اشیاء می چسبد.

و این یک نکته از صدها نکته اخلاقی فرهنگی جالبی است در پاسخ به کسانی که مثلهای عامیانه و ساده را بدور ازاخلاق و فرهنگ می دانند


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ سه شنبه، 18 تير ماه ، 1392 21:57:19; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از blabadiyon تشکر کرده اند musaaskari

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 23 خرداد ماه ، 1392 23:02:12    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

51-اُووش کرتی اخر شُو
آ بش به کرت اخری میره
کارش به اخر رسیده و رو به پایان است . دوام چندانی ندارد.

52-دیموش تی رَ په اوندی یو
صورتش اغشته به قره قوروت است.
(قره قوروت یا قارا در فرهنگ روستایی نمادی از ترشی است)
در مورد افراد همیشه عبوس و چهره در هم استفاده می شود.

53-شِو چش و دیم.
شب چشم و صورت
این مثل برای افرادی که علاوه بر اخمو بودن سیاه سوخته هم هستند به کار می رود .

54-از چَک بر نه شُو
از دم چَک (حلاجی) در نرود
در قدیم پنبه را با ابزاری شامل چَک و کومون(کمان) حلاجی می کردند (در اصل از هم باز می کردند) .چک وسیله ای مثل گوشت کوب بزرگ و چوبی است.و کمان تشکیل شده از چوبی بسیار سبک به شکل خمیده به طول تقریبی یک متر و نیم که در یک سر ان صفحه ای تعبیه شده و دو سر چوب بوسیله زه (قسمتی از روده تابیده گوسفند) که مانند چله کمان در تیر اندازی قابلیت ارتجاعی دارد ارتباط پیدا می کند .هر گاه ضربه چک بروی زه اصابت کند شروع به ارتعاش کرده و در تماس با پنبه الیاف ان را حلاجی می کند
منظور این است که نگذار کاری بد و ناقص انجام شود.یا از زیر دستت در بره

55-وِ مَلوشی وات فضیله ات دو وایو دِلا خاکوش کَ
به گربه گفتن فضله ات دارو است ان را زیر خاک کرد
برای کسانی که نظر تنگ و حسود هستند و حاضر نیستند حتی از پست ترین چیزشان که بدرد هم نمی خورد دیگران بهره ببرند بکار می رود.

56-گیزر جعفر َ وای رنده
زردک جعفر اباد را رنده می کنه
(جعفر اباد روستای بوده که زردکهای اب دار و بزرگی در مزرعه اش به عمل می امده و اسمی بوده است)
یعنی طرف صحبت گر چه از موضوع اطلاع دارد و حرف تو را می شنود خودش را به کوچه علی چپ زده و کار دیگری انجام می دهد
یا ضمن اطلاع از موضوع دیگران را به کار دیگری که اهمیت چندانی ندارد توجه می دهد

57-سیبرزی تل هَشکمبَ
اسپرز(طحال) چسبیده به شکمبه
طحال ربطی به شکمبه ندارد ولی بسیاری مواقع نا خواسته همراه اوست
معنی ان سر بار و طفیلی بودن و حضور بدون دعوت است.

58-غلاوور سر جالیز
مترسک سر جالیز
به افراد هیکل مند و تنبل این مثل اطلاق می شود که علاوه بر جثه بزرگ کارایی بسیار کمی دارند.

59-دَسوش تو خیگ شیره دِرو
دستش داخل مشک (خیک)شیره است
یعنی الکی سر خوش است و شادی بیهوده میکند .(شیره گرچه شیرین و گوارا است اما کسی که فقط دستش ان را هم می زند بهره ای نمی برد)

60-هر یا وَافتو هُو سایه جی یه
هر جا افتاب است سایه هم می اید
روزگار بر یک منوال سپری نمی شود .پستی و بلندی و سرما گرما دارد.


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ سه شنبه، 18 تير ماه ، 1392 21:58:24; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 30 خرداد ماه ، 1392 23:49:30    موضوع مطلب: مثل-اصفهان-نایین-لای بلاباد پاسخ همراه با اعلان

61-خری پیر اُ تیری رنگی
الاغ پیر و توبره رنگین.
در جایی بکار می رود که همخوانی و هماهنگی بین پوشش و سن و سال شخص نباشد
.
62-کار از شیو خورابُ
کار از زیر خراب است.
کار از پی ریزی و زیر بنا مشکل دارد.

63-دِ سِری یَک چَز َ نِن
(چزه بوته ای بیابانی است).بر سر یک بوته ادرار می کنند.
(حیوانات در بیابان برای علامت گذاری قلمرو بر روی چزه ادرار می کنند ).
عقیده و قلمروشان یکی است.با هم شریک و رفیق هستند.

64-چَزَشی وا شی بَرتَ
بوته ای که مشترک روی ان ادرار می کردند را باد برده است.
دوستی و رفاقتشان به هم خورده است.
یا نقطه مشترک دوستی شان از میان رفته است.

65- چَزه دُمبو شی کَ .
(وقتی می خواستند حیوانی مزاحم را فراری دهند و بترسانند بوته ای به دُمش می بستند و اتش می زدند .حیوان فراری می شده)
از این روی این مثل برای فرار کردن و فراری دادن کاربری دارد
در اینجا یعنی او را فراری دادند.

66-هَشکمبش ای ری کرتَ یُو
شکمبه اش وارونه است.
یعنی خیلی پر خور است .گرسنگی و سیری نمی فهمد.
این مثل بیشتر برای افراد پرخور و کم کار استفاده می شود که دایم به فکر شکم و خوراک هستند.

67-اَفتَو لِوی بون
افتاب لب بام
منظور کوتاهی و زود گذر بودن است.
(بیشتر پیران می گفتند ما دیگر افتاب لب بامیم.)

68-خر گو خوی سر تو طویله نَ شُ خوی دُمبوش توش کی رن
خر که با سر تو طویله نره از طرف دُمش میفرستنش تو( با زور و اجبار)
برای کسانی که تابع جبر و زور هستند و با احترام حرف حساب نمی فهمند بکار می رود.

69- اُشُتر شور خوارته
شتر شور خورده
(شور گیاهی است بیابانی و کویری مورد علاقه شتر) که با استفاده از ان سرمست می شود.
به افراد سر به هوا و بی توجه گفته می شود.یا کسانی که شنگول هستند

70- پاشنی گیوش کار داره .یا پاشنی گیوش گوشادُ
پاشنه گیو ه اش کار دارد.یا پاشنه گیوه اش گشاد است.
(گیوه پاپوش قدیمی است)
برای افراد تن پرور و تنبل استفاده می شود.
این مثل هم از نمونه هایی است که نکته اموزشی ظریف و نهفته دارد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 3 تير ماه ، 1392 16:17:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

71-دی قبری گو تو سِروش وَبیرمبی مرتَ توش وَنه یو
این قبری که تو بالا سرش گریه میکنی مرده ای توش نیست
یعنی تلاش و کار تو در این مورد بیهوده است .نتیجه ای نمی بینی

72-اُ و گُو از سِر وَ کَ چه یک و ی جَب چه صَی گِز
اب که از سر بالا زد چه یک وجب باشه چه صد متر
یعنی وقتی کار از کار گذشت و دیر شد چقدرش مهم نیست.(علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد)

73-خوی طوناف پی سایَه تو چَ نابُو شُوی
با طناب پوسیده نمیشه تو چاه رفت.
اصل و.بنای کار باید اساسی و محکم باشد.
به بنیان سست اعتماد نیست.

74-خوی طونافی هِر کی تو چَ نابُو شوی
با طناب هر کسی نمی شه تو چاه رفت
یعنی در کارهای خطیر و حیاتی به هر شخصی نمی شود اطمینان کرد.

75-خری لُختی پالونوش وِگیر
الاغ لختی پالانش را بردار
بیشتر در موردی که شخص اصرار بر طلب مال یا وجهی می کند که موجود نیست بکار می رود.
یعنی چیزی که وجود خارجی ندارد صحبت کردن در مورد ان بی فایده است.

76-خوی مالی مردم عاروسی نا بُو کَ
با مال مردم نمی شود عروسی گرفت
یعنی اگر می خواهی پول خرج شادی کنی باید از خودت باشد.چرا که خرج کردن پول دیگران شادیش نا پایدار است.

77-دیگ شیریکی هرگز وِ یُو ش نا یَه
دیگ شراکتی هرگز به جوش نمی اید
یعنی کار شراکتی انجام نمی شود

78-تَلیش وِ یَک قاز
(تَلی کنایه از توبره و محتوی ان است)----( قاز) --در زبان ما مقداری کم و بی ارزش معنی می دهد مثل .صد تاش یک قاز.وایوم کاغذی ..صد تاش یک قازی.
پیزور صی منوش یک قاز.و.......خلاصه اینکه قاز ملاک ارزش گذاری در فرهنگ روستاهای اطراف ما در مثل است.
گاهی هم وقتی بخواهند بگویند فلانی چاخان و دروغ می گوید تلویحا این مثل را بکار می برند. یعنی چیزی بارش نیست.و حرفهایش بی ارزش است.

79-پشتی بو نوش رَ مالی یُو
پشت بامش خیلی راه است(بزرگ است)
کنایه از طمع زیاد فرد مقابل است. طرف صحبت پرطمع است.

80-کَفتی پا تی رین
افتاده در پای تنور
(کَفته تکه خمیری است که از نان جدا شده و روی اتش پای تنور افتاده ).مجسم کنید هم سیاه سوخته است هم بد ترکیب
برای کسی بکار می رود که بد ترکیب . بدرد نخور. و سیاه سوخته باشد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 10 تير ماه ، 1392 20:25:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

81-بی مایه فطیرُ
بدون مایه فطیر است.
فطیر در منطقه ما به نانی گفته می شود که در خمیر ان مایه استفاده نشده باشد و به اصطلاح باخمیر ورنیامده نان پخته باشند.این نان بسیار کم مصرف و در بیابان که امکانات بسیار کم بوده دنبال گوسفند و شتر .یا مسافرت طولانی پخته می شده.
منظور اینکه بدون اینکه مایه بگذاری یا زحمت بکشی کار پیش نمی رود یا ناقص انجام می شود

82-خیال کی ره کُری کی رَه
خیال می کند کُره می کنه
کُر ه کردن یعنی زاییدن و زیاد شدن(به نتاج چهار پایانی مثل اسب و الاغ و ....کُره می گویند)
در مورد اشخاص بد حساب که توان پرداخت دارند یا انهایی که امانت را به سختی بر می گردانند این مثل کاربری دارد.

83-خر مردم یَک وِری سوار وابُوی
الاغ مردم را باید یک وری(دوتا پا به یک طرف باشد) سوار شد
منظور اینکه روی مال دیگران خیلی نمی شود حساب کرد .شاید همین الساعه باید پیاده شوی .
مفهوم دیگر ان اینکه دل به مال دیگران بستن خطا است.

84-دِ ری وریونوش وابس
باید به روی دستگاه خرمن کوب ببندیش
وریون (خرمنکوب) قدیم با حیوان بر روی ساقه غلات کشیده می شد تا زمانی که کلش ان کامل نرم شود .یک نفر هم برای اینکه خرمنکوب سنگین باشد یک نفر روی ان می نشست.
اینجا منظور ادم بی فکر و بدرد نخور که به عنوان وزنه فقط به درد روی خرمنکوب می خورد.

85-اگه تو وَدِر فوت کی ری اول تو
اگر تو بهتر فوت می کنی اول تو
در موردی بکار می رود که شخص بی کاره ای ادعا داشته باشد و در کاری بی جا دخالت کند و ایراد بگیرد به او می گویند تو اگر اگاهتر هستی بفرما داخل گود.

86-یک سوجُن دِخویوت کو .یک گُندوج دِ مردم
یه سوزن به خودت بزن یک جوال دوز به دیگران
در موردی که حقوق دیگران رعایت نمی شود .یا حقی را بخواهند پایمال کنند در مقام هشدار می گویند
انچه را بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند.

87-خر اگه بر کاخ شاه وَ بی ادبیش کَ سیقطوش نا بونا
اگر الاغ جلو در ب کاخ شاه بی ادبی کرد نمیشه ان را سقط کرد
اشاره به افراد کم شعور است که حرف نسنجیده ای را بین صحبت دیگران یا در جمعی می پرانند.
اگر شخص کم شعوری اشتباه کرد مستحق مرگ نیست .عقلش بیشتر نمی رسد.

88-شیو شال بندوش کار داره
زیر شالبندش کار داره.
(محل شالبندی دور کمر و شکم است .)
به دو منظور این مثل گفته می شود .1-طرف گرسنه است و خوراکی می خواهد2-طرف تنبل است و به قولی پاشنه گیوه اش گشاد .....

89-کَک دِ کولاش کَفتَ
کَک تو کلاهش افتاده است.
از موضوعی عصبانی شده .موضوعی او را ازار می دهد.

90-کَک دِ تومونوش کَفتَ
کک توی تنبانش افتاده است
مترادف با مثل 89 است .یعنی از موضوعی ناراحت است وارامش او را بر هم زده است.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 18 تير ماه ، 1392 21:26:57    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

91-موجَش دِم کی لندین وَ
(موجه)=موزه=کفش
(کی لندین)=کولون=قفل دربهای چوبی قدیمی
کفشش دم کولون است. برای کسی که همیشه اماده و حاضر برای کار است و سریع اماده می شود بکار می رود.

92-موجَم دم کی لندین وَ نه یو
کفشم دم کو لون نیست.
تلویحا یعنی (اینقدر هم عجله ندارم .)

93-چایو روش دم کی لندین وَ
چادرش دم کولون است
برای بانوان زبر و زرنگ و اماده به خدمت گفته می شد .خصوصا بانوانی شناخته شده که برای خواسگاری دختری فرستاده می شدند و خودمونی به
حساب می امدند .

94-نال خر مَرتَ جی وِر کی نَ
نعل خر مرده را هم می کند
برای افراد بسیار خسیس و ناخن خشک بکار می رود

95-اَوسار دِ دُمبی خر کی رَ
افسار را به دم خر می بندد..
کار بلد نیست .ناشی است و سر و دم خر را تشخیص نمی دهد.
برای افرادی که ادعا دارند اما کار بلد نیستند کاربری دارد.

96-گدا کتک خوارتَ
گدای کتک خورده
برای شخص ژولیده و در هم بر هم و بی نظافت گفته می شود.

97-غازوش ای گیر تا قلیه اش رَ سَ
غازش را بگیر تا نوبت قرمه کردنش برسد
برای موردی که شخص در کاری مافوق توانایی و زورش نقشه می کشد و حرف می زند.در حالی که ابتدای کارش مشکل دارد .

98-مار از پینه بِدُش یَ بر هو لو کوش وَ بِر یَ
مار از پونه بدش می یاد در سوراخش در می یاد
وقتی شخص از موضوعی گریزان است ولی مرتب با ان رو برو می شود.یا از فردی گریزان است و با او نا خواسته رو برو می شود .این مثل را بکار می برد.

99-شی ریک دُز اُرفیقی قافیله
شریک دزد و رفیق قافله.
برای شخص دو رو و جاسوس که در میان جمعی است و خبر چینی می کند بکار می رود.

100-خر مُلا گِر تَ
خر ملا می شه.
به اشتباهش پی می برد . منظور از خر نادان و منظور از مُلا دانا است.
گاهی هم این مثل بصورت تهدید امیز بکار می رود .اینگونه که :خری ملا کی ری گو نه واج(خری ملا کنم که نگو)

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 21 تير ماه ، 1392 12:50:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

101-خودا خِر شی نَ سَ گو شاخوش نه دا
خدا خر را می شناسه که شاخ بهش نداد.
در مورد افراد شرور و سرکش بکار می رودکه اعمالشان از روی تفکر نیست.

102-کویَ مَچی
سگ و مسجد.
در مورد دو مقوله متناقض و مخالف یا دو شخصی که با هم بسیار مخالفند بکار می رود.
سگ مظهر نجاست و مسجد مظهر پاکی .

103-خودا اگه شو وا هَتَ تو گالیسنا وَجی هَ تَ
خدا اگر بخواهد بدهد در هنگام اجابت مزاج هم می دهد.
منظور اینکه لطف خدا زمان و مکان نمی شناسد و دایمی است.

104-اُو دِم کی یَ دِم داره
اب دم خونه دم دارد
برای افرادی که فکر می کنند جای دیگری خبرها هست و به داشته خود راضی نیستند (البته بدون دلیل موجه) کاربری دارد.

105-بر باغ گو تاک نی تَ کُنجَش دی نیشه
درب باغ را که باز کنی تا کنج اون پیدا می شه.
استعاره از این است که :میدانم چه خبر است .شما لاپوشانی نکن .کافی است .یک نگاه اگر بیندازی همه چیز هویداست.

106-کُندی وِر خر
کنده جلو طویله خر
برای افرادی که هیچ هنری ندارند و تنبل و بی عار هستند در مواقعی این اصطلاح کاربری دارد
مفهوم کلی ان این است که فقط برای جلوی درب طویله مناسب است.

107-بزغاله مَسی کی رُ
بزغاله مستی می کند.
در فصل بهار اگر بیابان پر علوفه و بزها پر شیر باشند بزغاله ها بسیار پر جنب و جوش و سر حالند و احساس بلوغ زودرس دارند و به قولی مستند.
به افراد سر خوش و شنگول (خصوصاجوان)گفته می شود


108-کُمبش شیو چال وَ وَیوسَ
کُمبه را زیر چال پیدا کرده است.
کُمبه=قامک چوبی قدیم.....چال=سوراخ خروجی اب استخر //وقتی بخواهند اب را ببندند کُمبه را درون چال قرار می دهند.
در اینجا یعنی این دو مورد با هم هستند و کنار هم بودنشان تعجب ندارد.
در مواردی که شخصی از مسلمات و موارد بدیهی با لحنی تعجب امیز حرف بزند این مثال کاربری دارد.

109-وِتوره شی وات خاک تِلی گو وِشوت نَمسه تو چَشوت کِر دو وایُ
به شغال گفتن خاک تپه ای که روی ان خراب کاری نکرده ای اگر به چشمت کنی دارو است
برای افرادی که دم و ساعت به هر کاری سرکی می کشند و هیچ کاری هم از پیش نمی برند در واقع خودشان را سر کار گذاشته اند به طعنه کاربری دارد.

110-تیاله تو خشتکوش اِسَ
بوته کشکال توی خشتکش است.در واقع نمی تواند سریع باشد.
در مواردی که علیرغم لزوم سرعت و شتاب در کاری طرف مقابل اهسته و ارام است این مثل کاربری دارد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 27 تير ماه ، 1392 19:05:35    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

111-اگر بیزی بینی
اگر الک کنی می بینی
وقتی شخص تجربه اش را در اختیار قرار می دهد ولی طرف صحبت قانع نمی شود و بخواهد تفهیم کند خیلی چیزها را شما نمی بینی یا نمی فهمی تا اینکه امتحان کنی کاربری دارد.

112-بر خیگ از دس شی یَ
درب خیگ از دست در رفته است.
کار از کار گذشته است و دیگر تقلا سودی ندارد.

113-وِ بِر بنده گو دیفال حالیش بُ
به در می زنه که دیوار بفهمه
بطور غیر مستقیم داره حرفش را می زند.

114-غولا قَریش کَ
کلاغ قار قار کرد
یعنی به طور اتفاقی و شانسی اتفاقی افتاد و درست از کار درامد.
(قار قار کلاغ روی خانه نشانه بشارت و نوید خوشی بوده است)

115-دیزو کوپایی
دیزی ساخت کوهپایه.
دیزی های گِلی ساخت یزد بسیار خوش ساخت و تمیز بودند ولی ساخت کوهپایه خیلی خوش تراش و ظاهری زیبا نداشت .
بنابر این به افرادی که خیلی بر و رویی ندارند ولی ادعا دارند گفته می شود.

116-تُمون پاره خی بر کالا ارزون داره
کسی که زیر شلوارش پاره است خبر کالای ارزان دارد.
در موردی که شخص چیزی را برای اینکه بدست اورد در عین احتیاج بی ارزش جلوه می دهد.کاربرد دارد.

117-تُمونوش دوتا گرتایُ
تُمونش دوتا شده.
یعنی وضعش بهتر شده .

118-خر کریمُش جی نال کَرتَ
خر کریم را هم نعل کرده است
تاثیر پرداخت رشوه را یاداوری می کند
این مثل در مورد رشوه خواری است و داستانکی دارد که در قسمت داستانها ی محلی ذکر خواهم کرد.

119-هَمَدون اگه دیرُ کرتوش نزدیکُ
همدان اگر دور است کرتش نزدیک است
در مورد شخصی که بلوف می زند و خالی بندی می کند و ادعا دارد در صورتی که با شناختی که از او هست چنین نیست بکار می رود.

120-دیگ وِ دیگَچو واجَ کینوت سیاه
دیگ به دیگ کوچک میگه کونت سیاه(پشتت سیاه)
دو شخص هم سان که زبان به طعنت هم می گشایند بکار می رود .مثل طعنه سیر به بد بویی پیاز از پروین اعتصامی.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 4 مرداد ماه ، 1392 10:16:26    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

121-پات به اندازی گیلیموت هَکیش
پات را به اندازه گلیمت دراز کن
در جاهایی به معنی قانع بودن به داشته هم بکار می رود.

122-بادنجون بَم افت نداره
بادمجان بم افت ندارد
وقتی بکار می رود که بخواهند(به طعنه )بگویند تو نگران نباش گزندی نمی بینی کاربری دارد
در فارسی می گویند بادمجان بد افت ندارد .منشا ان را نمی دانم چرا بادمجان بم

123-گلیموش از اُو کی شَ
گلیمش را از اب می کشد
قادر است کار و وظیفه خودش را انجام دهد

124-وا یارتَ خرجی اتینا گِرتَ
باد اورده خرج هوس رانی می شود
مالی که مفت بدست اید مفت هم از دست می رود.

125-حوروس بی سحل
خروس بی سحر(خروسی که سحر نرسیده می خواند)
در مورد حرف و کار بی وقت بکار می رود.

126-وِر خر مَدقاسم دِ بَسَ بُیم
بغل خر ممد قاسم بسته بودیم
ضمن اینکه دعوت بودیم اما از ما پذیرایی شایسته نشد.
داستانکی دارد که به ان در جای خودش خواهم پرداخت.

127-شِو دورازو توره بی کار.
شب بلند است و شغال بی کار
فرصت برای انجام کاری هست و عجله لزومی ندارد.

128-پیشُوُش کِف کَرتَ
پیشابش کف کرده است.
منظور اینکه کم کم اثار بلوغ در او مشاهده می شود و رفتار بزرگانه از خود نشان می دهد
در جاهایی در صورت نافرمانی و سرکشی جوانها هم بکار می رود.

129-گُمبوش ای ری یُ
سوراخ ابراهه را خرید.
به هر دلیلی خودش را از دید پنهان کرد .فرار را بر قرار ترجیح داد.

130-مُفتوش گو رونُ
مفتی هم گران است
ارزشی ندارد و به زحمت حمل و نقل و جمع اوریش نمی ارزد حتی اگر مجانی باشد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 10 مرداد ماه ، 1392 20:38:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

131-کَفتینوش اُو وِگیر نه یو
بیلش اب بردار نیست
یعنی کسی حرفش را نمی خواند. به معنی و کاربری دیگرنفوذ زیادی ندارد

132-کفتینوش او وگیرو
بیلش اب بردار است.
حرفش خریدار دارد.به حکم او احترام می گذارند.دارای نفوذ است.

133-خوارتَ ویر وَشو.نه خوارتَ بو خا
ان چیزی را که می خوری یادت می رود. انچه را نخورده ای می شود خورد.

134-اُفتو سایه گز کیره
افتاب و سایه را متر می کند.
منظور ادم بیکاره است.

135-گومورش کَرتَ.گوموره کی شه
کمین کرده.دزدکی کشیک می کشد.
در موردی که کسی دزدانه و زیرکانه مراقب اوضاع است بکار می رود.

136-کیسش هولوکوُ
جیبش سوراخ است
یعنی جیبش ته ندارد.طمعش زیاد است و قانع نیست.

137-کولاش پشموش په وَنه یو
کلاهش پشم ندارد .
جنم و جربزه ندارد .کسی از او حساب نمی برد.

138-میخ طویلش تو پیغر دِکوفته یو
میخ طویله اش داخل پهن کوبیده است
یعنی کارش محکم و زیر بنایی نیست .اعتباری به کارش نیست.

139-لوکی ما دینو
لوک ما ایشان است
لوک.شتر نر سردسته شتران است
منظور این است که سردسته و بزرگتر ما فلانی است

140-تا روشنا هو فکری پوشنا کر
تا روشنایی روز هست فکر لحاف تشک شب باش.
تا فرصت هست و دیر نشده فکری باید کرد.


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ دوشنبه، 11 شهريور ماه ، 1392 17:11:45; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 17 مرداد ماه ، 1392 12:26:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

141-ناری توروشوش د تو پیشونی ما بَس
انار ترش تو پیشانی ما زد.
هنوز نرسیده ما را اوقات تلخ کرد
در مواردی بکار می رود که شخص در بدو ورود یا برخورد با واکنش تند و ناراحت کننده مواجه شود.

142-خودا بر اُ تخته دِهِم خوسَ
خدا در و تخته را با هم جور می کند.
در موردی که دو شی یا نفر با هم جفت و جور شوند بکار می اید.

143-از دعایی توره دمبی خر د زیمین نا رَسَ
از دعای شغال دم خر به زمین نمی رسد
برای تفهیم این معنی بکار می رود که حرف شما خیلی جنبه عملی شدن و کاراییی ندارد یا از روی حساب نیست.

144-اُلون در اُمی یه
از نا افتاده است.
برای افرادی که در اثر فشار کار از حس و حال افتاده اند بکار می رود.

145-خویوش رامایو ما را انجو پی
برای خودش مادر است و برای ما زن بابا.
همه چیز را برای خودش مهربانتر و بهتر می خواهد
در موردی که شخص خود خواه باشد بکار می رود

146-تیشش ریش د خویوشو
تیشه اش به طرف خودش است.
هر کاری را به نفع خود ش تمام می کند.گذشت در کار ندارد

147-پندوش بالا وا نا( با کسره پ)
(پِند در زبان ما به انتهای روده بزرگ و مخرج گفته می شود) که همان بواسیر است که عود می کند.
در کل یعنی برای اینکه کاری برایت انجام دهد باید نازش را بکشی یا مداوایش کنی.

148-تا تیرین داغو د تلوش وانا
تا تنور داغ است باید به شکمش زد
منظور این است که کار را به موقع باید انجام داد .

149-از ویر دونی کَفتَ
حافظه اش را از دست داده
در مورد ادمهای پیر و فرتوت که حافظه خود را از دست داده اند بکار می رود.

150-باوجاری لنجون هر وری وا یه ورخوسه
بوجار (خرمن باد ده)لنجان هر طرف باد می اید خرمنش را باد می دهد.
به شخصی گفته می شود که ثبات در گفتار و رفتار ندارد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 21 مرداد ماه ، 1392 21:53:26    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

151-حلوا بی دولاغ نه بیه
حلوای بدون دود خوردن نبوده است
یعنی بدست اوردن منفعت و لذت بدون زحمت ممکن نیست.

152-دو رو اُسوخون نداره اما پا دِ اَلَت بندی داره
دروغ استخوان ندارد اما پا به لحد زدن دارد.
یعنی دروغ گفتن راحت است اما عذاب بعد دارد.

153-اشتُر سو واری اُ دولا دولا نا بو
شتر سواری دولا دولا نمیشه
یعنی در انجام کار باید صداقت و راستی ملاک باشد .
(شتر حیوان بلندی است اگر هم سوار بر ان دولا شود باز هم پیداست پس صداقت و راستی باید پیشه کرد تا رسوا نشد)

154-به خیالوت تخمی دو زردی کی ره
به خیالت تخم دو زرده می کنه؟
به این مفهوم که خیال نکن چیزی که به ان فکر می کنی از جنس دیگری است .یا با بقیه خیلی فرق دارد

155-زیمسون وِدره سیایی وِذوغال وَمونه
زمستون میگذره سیاهی به ذغال می ماند
یعنی روزگار ادمها میگذر و زشت و زیبایش باقی می ماند.

156-عرقبی شیو قالی
عقرب زیر قالی
برای افرادی که به اصطلاح بدون دیده شدن یا در سایه چوب لای چرخ می گذارند.کارشکنی می کنند و مهمتر از ان نیش می زنندکاربرد دارد.

157-بر کیه تاکُ
در خانه اش باز است
منظور رفت و امد منزلش زیاد است و مهمان زیاد دارد .مهمان نواز است.

158-خوگی تِل کُه
کبک سینه کش کوه
درمواردی که بخواهند بگویند مورد نظر معلوم نیست عملی شود یا نه این مورد را بکار می برند.
(کبک سینه کش کوه معلوم نیست شکار شما شود یا نه)

159-اُشتر تو گار
شُتر تو گردنه
این مثل هم مانند قبلی (158) به مفهوم نامعلوم بودن اشاره دارد.
(شتری که فاصله با ما دارد معلوم نیست مال چه کسی است و مقصدش کجاست)

160-چورا کینوش وَمرته
چراغ پشت سرش خاموش شده است.
کارش از رونق افتاده است و برو بیای قبلی را ندارد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 27 مرداد ماه ، 1392 23:13:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

161-ماه از کُه بر یه خر از در وازه
ماه از کوه بیرون می یاد خر از دروازه
در کل یعنی ادم مهم نیست که اهل کجا باشد .بسا که شهر نشین(متمدن) باشد اما کم فهم و ....

162-تیفی سره بالا
تف سر بالا
معنی ان در کل این بیت شعر است که .هرچه کنی به خود کنی ...گر همه نیک و بد کنی

163-ولگی تَره ناش در رو
برگ تره به گردنش اویزان است
برگ تره نماد نرمی و نازکی و حساسیت است مثل برگ گل
در اینجا یعنی حساس و لطیف و شکننده است.

164-صحرا اُو جیره وَ چرته
از.صحرایی استفاده کرده که اب هم در ان جیره بندی بوده است.
در موردافراد و احشامی به کار می رود که بسیار کم بنیه و نحیف هستند.

165-علفی پسینه اش خوارته
علف دم افتاب غروب خورده است.
این مثل هم برای احشام و حیواناتی بکار می رود که گرسنه از صحرا علیرغم وجود علف در اثر بد چرانیدن بر می گردند.

166-کویه ره دِ صاحبوش نا بی ره
سگ نمی داند صاحبش کجاست
در مورد جای شلوغ و در هم بر هم بکار می رود

167-لِو اُلونجوش لَرزه
لب و دماغش می لرزد
یعنی از یک موضوعی هراسناک است .یا در اثر غم و غصه دست و دلش می لرزد

168-دِ سیخ سیاه مونه
مثل سیخ (سیخ تنور نانوایی) سیاه است
به افراد سیاه سوخته و لاغر اندام و معمولا بد جنس گفته می شود.

169-ولگی شَلم گو نه بی یه
برگ شلغم که نبوده است.
برگ شلغم نماد کم اهمیت بودن .و کم ارزش بودن است.

170-تازیک وختی شوکال مزمونوش یه
سگ تازی وقت شکار ریدنش می اید.
وقتی علیرغم ذیق وقت کسی کار بی موقع و وقت گیر انجام می دهد بکار می رود.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 4 شهريور ماه ، 1392 21:58:21    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

171-صد تا سو وَ ساجه گو ایکیش دَسَ نداره
صد تا سبو درست می کنه که یکیش دسته نداره
مفهوم ان این است که ادم خالی بند و دروغگویی است.

172-ادمی دسپاچه دو بار تا جَ
ادم عجول دو بار می شاشه
مفهوم ان این است که ادم عجول هیچ کاری را درست و تا پایان انجام نمی دهد.

173-حرفی پا چَر وُ
حرف پای چرخ نخ ریسی است.
یعنی اینکه این حرف پایه و اساس درستی نداردو صحبتهای خاله زنکی است.

174-چو پُقوشوم ایکیشا
چپقش را کشیدم
به حسابش رسیدم.یا کنایه از اینکه .از خجالتش در امدم.

175-تو سوناقُش بر یُمیی
جلو پاش در اومدم
در جایی که بخواهند بگویند جوابش را دادم و به او اعتراض کردم این اصطلاح را بکار می برند.

176-هو نوم کُلی بی بادیه ات خالی وَوا کَ
هنوز کلی دیگه باید ظرف نون خالی کنی.(بادیه ظرفی سفالی لعابدار برای درست کردن خمیر است که پس از پایان نانوایی نان را هم در ان نگهداری می کنند)
برای اینکه به جوانان گوشزد کنند که هنوز کامل نشده اید این مثل کاربری دارد.

177-دهنوش چُفتُ بَس نداره
دهانش باز است و قفل و بند ندارد
یعنی رازدار نیست و حرف در دهانش بند نمی شود.

178-عقلوش پارسنگی کی شه
عقلش پارسنگ می بره(پارسنگ وزنه ایست که برای هم وزن کردن دو کفه ترازو بکار می رود)
عقلش کامل نیست .در واقع به افرادی که کمی مجنون صفت یا خُل و چل هستند می کویند.

179-اگه دِ ری نو کیری کویه نا خو ره
اگر روی نان بریزی سگ نمی خورد.
در موردی که بخواهند نهایت بد دهنی طرف را بگویند این مثل کاربری دارد.

180-چَغو دَسَ وا که
باید چاقو دسته کنی
در جایی که به شخصی سخت بگذرد این مثل را به کار می برد.
(دسته چاقو های قدیمی از جنس شاخ گوسفند.بز..یا اهو بوده که با ابزار قدیمی کار بر روی ان مشقت دارد.و شاید به این دلیل که کاری شاق بوده این مثل رایج شده است)

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 11 شهريور ماه ، 1392 17:01:02    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

181-دِ زیلی چینه مونه
مثل مرغ زالو خورک است.
(مرغ زالو خور بسیار زبل و زرنگ اما لاغر و مردنی است لذا ادمهای زبل و لاغر را به این مرغ تشبیه کرده اند)

182-سگ سیر اُقلیه تو رُش
سگ سیر و قلیه(قرمه گوشت)ترش
برای افرادی که بهانه جویی بی مورد می کند بکار می رود.

183-عرقب بیخ دیفال
عقرب بیخ دیوار( منظور کنج دیوار است)
به مفهوم پنهان کاری و اب زیر کاه بودن است.
در مورد شخصی که نهانی ضربه می زند بکار می رود

184-دِ ساری سیا مونه
مثل سار سیاهه
سار پرنده ای از تیره گنجشکها کمی بزرگتر و سیاه رنگ و زبل است و این لقب به افراد سیاه سوخته و زرنگ می دهند.

185-خوی دِموش مرتی گی بنده
خودش را به موش مردگی می زند.
موش قادر است در مواقعی بطور سوری خودش را به مردن بزند و با رفع خطر فرار کند.
این مثل در مورد افرادی بکار می رود که با دوز و کلک و اظهار ناتوانی شانه ا ز بار خالی می کنند بکار می رود.

186-خوی کویه دِوال نا بوشوی
با سگ نمیشه تو جوال رفت.
(ظاهرا قدما برای تادیب بدکاره ها مدتی انها را با سگ هار درون جوالهای بزرگ می انداختند و این مثل از ان زمان باقی مانده است).
در کل مفهوم ان این است که با افراد بد دهن نمی شود رو برو و دهان به دهان شد.

187-توری نیره وِنایه مونه
مثل شغالی است که مویش را زدوده باشند
(نیره=نوره=مخلوطی از اهک و زرنیخ است که به عنوان داروی نظافت و مو بر استفاده می کردند.)
حالا تصور کنید شغالی که مو نداشته باشد چه ترکیبی دارد.بد ترکیب و غیر قابل تحمل.

188-حرف اول او جار بعد تِگ ده
حرف را اول باید جوید و بعد قورت داد
منظور اینکه ابتدا باید حرف را فهمید و بعد عمل کرد.

189-نه جارته تِگوش دا
نه جویده قورت داد.برایش مفهوم نشده به ان عمل کرد
در موردی که فردی بدون کمترین تفکر ایده یا مطلبی را قبول کند یا واگویه و تکرار می نمایداین مثل بکار می رود.

190-مُل اُرون ری هم اِسه
گردن و را ن روی هم است
مفهوم کلی .بد و خوب .یا ضعیف و قوی با هم است سوا کردنی نیست

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 23 شهريور ماه ، 1392 17:08:57    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

191-مُل هه نا تَ
گردن نمی دهد .زیر بار نمی رود.قبول نمی کند.

192-اشی نه خوارته دهنی سُوته
اش نخوردن و دهن سوخته

193-بو را سروت را گوشاد بر یه
برای سرت گشاد در می اید.
به مفعوم اینکه تو در شان این مورد نیستی .یا لایق ان نیستی .از سرت زیادی است.

194-گوشاد بر یه
گشاد در می یاد
سنگین تمام می شود.مافوق توان است.

195-نه گی ورنایه
نه ورزیده.(معمولا به ادمهای شل و تنبل می گویند)

196-پَچَ خونی
پشت سر کسی حرف نامربوط زدن.
(پچ پهنا ایستادن یا نشستن. برای کسی که با لنگ باز می ایستد یا می نشیند بکار می رود)

197-پَچَ پهنا هنگاری
حرف نا مربوط زدن.حرفهایی که ربطی به هم ندارد. هزیان گفتن.

198-هرچی می رسه بی چُله گرتا
هرچه ریشته بودیم پنبه شد.نتیجه تلاشمون از بین رفت.

199-چوش دِخُل بس
چوب به خاکستر زد
گرد و خاک به پا کرد (برای افرادی که بی ادبی ازشان سر می زند بکار می رود)

200-چو دِ تو هولوکی دنُده کیری
چوب در داخل لانه زنبور کردن
منظور فتنه انگیزی و ایجاد درد سر برای خود و دیگران است.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 23 شهريور ماه ، 1392 17:15:47    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

191-مُل هه نا تَ
گردن نمی دهد .زیر بار نمی رود.قبول نمی کند.

192-اشی نه خوارته دهنی سُوته
اش نخوردن و دهن سوخته

193-بو را سروت را گوشاد بر یه
برای سرت گشاد در می اید.
به مفعوم اینکه تو در شان این مورد نیستی .یا لایق ان نیستی .از سرت زیادی است.

194-گوشاد بر یه
گشاد در می یاد
سنگین تمام می شود.مافوق توان است.

195-نه گی ورنایه
نه ورزیده.(معمولا به ادمهای شل و تنبل می گویند)

196-پَچَ خونی
پشت سر کسی حرف نامربوط زدن.
(پچ پهنا ایستادن یا نشستن. برای کسی که با لنگ باز می ایستد یا می نشیند بکار می رود)

197-پَچَ پهنا هنگاری
حرف نا مربوط زدن.حرفهایی که ربطی به هم ندارد. هزیان گفتن.

198-هرچی می رسه بی چُله گرتا
هرچه ریشته بودیم پنبه شد.نتیجه تلاشمون از بین رفت.

199-چوش دِخُل بس
چوب به خاکستر زد
گرد و خاک به پا کرد (برای افرادی که بی ادبی ازشان سر می زند بکار می رود)

200-چو دِ تو هولوکی دنُده کیری
چوب در داخل لانه زنبور کردن
منظور فتنه انگیزی و ایجاد درد سر برای خود و دیگران است.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 14 آبان ماه ، 1392 20:27:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

201-کولا خُسَ یوُ
کاهش را انداخته.
به مفهوم اینکه کلاهش را از سرش برداشته و قصد ادامه کارندارد
یا اینکه کلاهش را برداشته و در حال استراحت مطلق است.

202- خیالی کی ری اتشوش با روُ
خیال می کنی(انگار)بارش اتش است.
در مورد ادمهای بسیار عجول بکار می رود

203-گرده گیاش خوارته
گیاه گرد خورده است.
به مفهوم اینکه .مشت و لگد خورده است.

204-دِ زیمین سفتُت نَ تاتَ گُ ای وینی تی رَشو تَ کی یا شُ
روی زمین سفت نشاشیدی که ببینی ترشح ان تا کجا می رود
این مثل برای ادمهای پر مدعا و کم تجربه بکار می رود و کنایه از این است که شما برای این کار تجربه کافی نداریدپس اصرار نکنید.

205-دی تندی خرمایی گُشوما خُویوش کایه کی ری خرماشوم می خوارتَ
این هسته خرمایی که شما با ان بازی می کنی خرمایش را من خورده ام
کنایه برای کسی است که مقابل توانمند تر از خودش لاف می زند یا منم می کند.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 21 آذر ماه ، 1392 18:46:30    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

206-مَلو دُز چوت گُ ور گیرفت حالیش بُ
گربه دزد چوب را که ورداشتی می فهمد
در موردی بکار می رود که شخص مقصر با اشاره به موضوعی پیشدستی کند یا قبل از متهم شدن در پی رفع اتهام بر اید.
یا در کل با رفتار و حرکتش خودش را لو می دهد.

207-شَلِم. شور وا گرتایه
شلغم مثل اش شوربا مخلوط شده
(اش شوربا سوپ محلی است مرکب از گوشت بدون چربی.برنج.پوره مغز بادام و نمک .که برای مریض می پزند .)
در کل به معنی این است که چیزی از کار در امده .یا معجونی درست شده که بدردی نمی خورد و همه چیزش قاطی است.
هیچ نام و معنی خاصی را نمیشود بر ان نهاد.

208-تا ریشُوت بر نه یومی یه وِکوسه نخند
تا ریشت در نیامده به کوسه ریش مخند
مفهوم ان این است .دیگران را ملامت و سرزنش نکن.ممکن است نوبت به خودت هم برسد

209-اِساق بر شی یه
توضیح اینکه( اِساق به گوسفند یا بز ماده ای می گویند که در فصلی که باید ابستن شود .ابستن نشده و زیر بار ابستنی در رفته است)
در ضمن به گوسفندان نرینه هم که ابستن نمی شوند اساق می گویند .
با این توضیح معنی ان این است که :از زیر کار در رفته است .
یا از زیر تنبیه فرار کرده .یا از ماجرایی جان بدر برده است و.......

210- می اِساق چانه یی
من گوسفند اِساق(گوسفندانی که ابستن نیستند را) می چرانم.
من کارم راحت و بی دردسر است.درد سرم کم است .
زیر کار سخت در رفته ام.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 12 اسفند ماه ، 1392 18:22:26    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

211- تو چه زونی ملو کی یا وَ تخمی کی ره
تو چه میدانی گربه کجا تخم می گذارد
وقتی بخواهند به شخصی بفهمانند که این موضوع را تو نمی دانی .از حد درک تو بیشتر است
یا اینکه این کار تخصصی تر از ان است که فکر می کنی این مثل کاربری دارد

212-از اَتِش خُلَسر عمل یَ
از اتش خاکستر حاصل می اید
وقتی بخواهند بگویند لزما نتیجه و محصولی برتر از اصل نیست .
یا در جایی که فرزند شخصی بر خلاف پدرش ادم بی مصرف و به درد نخوری باشد کاربری دارد

213-اگه زوهونوت نه بُ غولا جی تی نی یَ
اگر زبانت نباشد کلاغ هم تو را می برد
در جایی که شخصی بر خلاف هیاهو و جنجالی که می کند و زبان بازی که بلد است هنر دیگری ندارد .
یا اینکه فقط حرافی بیش از هنرش می کند بکار می رود

214-هِم شو وا از آخور اوخوره هِم از تی ره
هم میخواهد از توبره بخورد هم از اخور
یعنی طمع زیاد دارد و از هر دو طرف می خواهد بهره برداری کند

215-ایشنونوش دِپوستینی ما جی خوارته
اشنونش به پوستین ما هم خورده
امروزی ها می گویند ترکشش به ما هم خورده.یا به عبارتی ما را هم الوده کرده .
اشنون گیاهی بیابانی است که در قدیم از پودر کرده ریشه ان برای نظافت البسه استفاده می شده است .

216-گله می هِم پَر گِرتَ
گله هایمان کنار هم قرار می گیرد
روزگاری به هم می رسیم .


217-نوش دِ تی رین سوته
نانش به تنور سوخته
دستش از چاره کوتاه است .بد بیاری اورده .
اوضاع معیشتش به هم ریخته .

218-تِف دِاستین کهنه

تفو به استین کهنه.
لعنت بر استین کهنه.
شاید دنباله داستان استین نو پلو بخور فارسی باشد
جایی که فردی خدمات رفیق قدیمی را فراموش کرده و با نو کیسه ها ی شیک و پیک اخت شده .برای یاد اوری به او می گویند
(تفو همان اب دهان است)

219-تف دِ چوماق گِرتایَ

تفو به چماق شده است
عصبانی شده است و با اب دهان دسته چماق را چرب کرده محکم انرا گرفته و اماده است .

220-کین سُته اُ بِد قیماری روزیگار
کون سوخته و بد بیار در قمار زندگی
کسی بکار می برد که علاوه بر تلاش و کوشش زیاد به ناگاه در اثر حادثه ای مال و زندگیش را ببازد
در قمار زندگی بازنده شود.
(این مثل مربوط به گویش مردمان انارک نایین است که انرا از وبلاگ کویر انارک به نقل از اقای علمی انارکی اورده ام)

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 13 اسفند ماه ، 1393 07:12:23    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

221-ریش خی ناخّنجی دسی شوما.
ریش و قیچی دست شماست .
تدبیر این کار بر عهده شماست.
اختیار دار شما هستید.

222-پوزش پشم نداره
صورتش مو ندارد.
اثری از جذبه و مردی در وجودش نیست.
در بعضی موارد هم می گویند (کولاش پشم نداره.)

کلاهش پشم ندارد
در کل یعنی جذبه ندارد و به درد این کار نمی خورد

223-ریشومی هم قد کی رم
ریشمون را هم قد کنیم
با هم هماهنگی کنیم.برای کاری نقشه و برنامه بریزیم

224-کولا ماش نوشون کرته
کلاه ما را نشان کرده است
ما را شناخته و به نوعی دست از سر ما بر نمی دارد .مزاحمت بی مورد برای ما ایجاد می کند.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 26 تير ماه ، 1394 14:17:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

224-بو سُمبولی یَ

بوی سوختن مو/شاخ و سم احشام می اید

کنایه از این است که اوضاع نابسامان و وضعیت اظطراری است .
در مورد خواستگاه این مثل مطلبی را نوشته ام که در همین صفحه می توانید ببینید

_________________
یا حق


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ جمعه، 3 ارديبهشت ماه ، 1395 19:14:40; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1394 12:16:37    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

225-سیبیلوش دِاَلو دار.

سیبیلش را روی اتش بگیر(موی شارب)

این مثل بیشتر در مقام تهدید است .درستش کن.
اصلاحش کن .اگر نکنی .........
گویند در زمانهای ماضی که اسباب و لوازم ارایش مانند امروزه در دسترس نبوده برای اصلاح موی سر و صورت ان را به قول معروف کِز می دادند(با اتش می سوزانیدند)واصلاح می کردند .
بنظرم ریشه این مثل از ان روزها باشد.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 3 ارديبهشت ماه ، 1395 19:20:44    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

226-تو اشی توروش وَ جی حالی بُ
تو اش ترش هم معلوم است.
وقتی بخواهند بگویند بسیار هویدا و معرف حضور همه است .قابل مخفی کردن نیست .این مثل کاربری دارد
مثلن می گویند :فلانک یا فلان شی تو اش ترش هم پیداست
(اش ترش را از حبوبات و سبزی با قارا درست می کنند)

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 22 شهريور ماه ، 1395 11:54:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

227-تو زرد از کار بر ومه
تو زرد از کار در امد
بطور کلی وقتی بخواهند به کنایت بگویند {انتظار ما را براورده نکرد} کاربری دارد
شاید ریشه ان برمیگردد به زمانهایی که در دشتهای روستا هندوانه می کاشتند و بنده به خاطر دارم گاهی هندوانه ای به جای اینکه داخلش قرمز باشد زرد بود و خیلی باب پسند واقع نمی شد .

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 16 مهر ماه ، 1395 11:52:05    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

228-ماش دٍ چًر ناشتو
یا میگویند (ماش دٍ چًر ناشته بی)
ما را بر چرخ نشاند
ما را بر چرخ نشانده بود.
(چرخ در اینجا به احتمال زیاد چرخ نخ ریسی یا پشم ریسی است)و منظور این است که ما را مانند تارهای پنبه یا پشم با چرخ در هم پیچید .
مفهوم کلی ان اینکه ما را چنان اذیت کرد که تسلیم شدیم.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 107
امتياز: 467330
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 5 آذر ماه ، 1395 09:22:06    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

229_چوش شیو چایوروش اسه
چوبش زیر چادرش است
این مثل بیشتر برای بانوانی بکار می رود که تند خو و برخورد بد با دیگران دارند.

230-رَدی نَخوی سیا گرته
دنبال نخود سیاه می گردد.
یعنی چیز ی را جستجو می کند که وجود خارجی ندارد .
این مثل معروف در زبان ما هم کاربری زیادی دارد .حالا وطن اصلی ان چه نقطه ای از این کره خاک است؟ نمیدانم.

_________________
یا حق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ضرب المثلهای اصفهان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران