روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - فلسفه نوروز در گوگ تپه خالصه

فلسفه نوروز در گوگ تپه خالصه

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در آذربایجان شرقی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

1355es2791
کاربر فعال

وضعيت: آفلاين
1 شهريور ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 12
امتياز: 2630
تشکر کرده: 2
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سكونت: تهران - اندیشه

ارسالارسال شده در: جمعه، 15 تير ماه ، 1397 14:44:41    موضوع مطلب: فلسفه نوروز در گوگ تپه خالصه پاسخ همراه با اعلان

آيين هاي نوروز در گوگ تپه خالصه:



تزیین شده توسط تعاونی بانوان گوگ تپه

به نام خدای بهار آفرین


بهار آفرین راهزار آفرین

به جمشید و آیین پاکش درود

که نوروز از او مانده در یاد بود

در آستانه خجسته آیین نوروزی و آغاز بهاری تحول آفرین و شادی بخش

ضمن عرض صمیمانه ترین شاد باش ها و بهترین آرزوها سالی پر بار و

روزگاری همرا با تندرستی و کامیابی برای شما اهالی محترم گوگ تپه و خانواده گرامی از خداوند

مهربان آرزومندم



نوروز آيين خجسته اي است كه از ديرباز تاكنون، ايرانيان را ازهر نسل، مذهب و از هر قوميتي، خارج از محدوده‌ زمان و مكان به هم پيوند ‌داده و مي دهد و زمينه مشاركت را در پديده هاي اجتماعي فراهم مي كند. مردم روستای گوگ تپه خالصه در گذشته آيين هاي زيادي براي استقبال از نوروز كهن داشتند كه امروز برخي از آنها از حافظه مردم اين سامان پاك شده و برخي نيز در آستانه فراموشي است. يكي از رسم هاي زيباي ايام نوروز در روستای گوگ تپه خالصه به گفته پدران و پيران اين منطقه رسم تكم چي ها بوده كه اكنون به طور كلي به فراموشي سپرده شده است. چند روز مانده به عيد، تكم چي به طور نمادين، تكم (بز ساخته شده از چوب) را در كوچه هاي روستاها و شهرها مي چرخاند و درحالي كه اشعاري به زبان تركي و با صداي دلنشين مي خواند، نويد آمدن عيد را مي داد و پاداش خود را از مردم مي گرفت. غوغا و ولوله كودكان و نوجوانان پيرامون تكم چي ها جنب و جوش خاصي به اين آيين مي داد. بوي نوروز و نويد آمدنش را به نوعي مي توان از تكاپو و شور و شوق زنان براي تميز كردن خانه و خريدهاي نوروزي استشمام كرد. در روستای گوگ تپه خالصه از اواسط اسفندماه، گرد و غبار يك ساله در آيين خانه تكاني زدوده شده و محيط رنگ و بوي تازه اي به خود مي گيرد. اين رسم كه در منطقه به هيس آلماق موسوم است آن چنان در يكي دو هفته مانده به عيد فراگير مي شود كه گاهي مشكل كمبود و قطع آب آشاميدني شهري را درپي دارد.



از ميان تمام مراسم باقيمانده آيين گسترده چهارشنبه آخر سال به عنوان يكي از رسوم نوروزي هنوز با حال و هواي ديگري كه نشان از تغييرات محيطي و زماني مي دهد، در جاي جاي اين استان رايج است. آيين چهارشنبه كه نمادي از دوستي، الفت، صميميت و نماد چهار فصل سال و عناصر چهارگانه طبيعت است با رخنه برخي موارد غيرسنتي به چهارشنبه پرخطري مبدل شده كه همه ساله آثار اين خطرات، جان باختن تعدادي از جوانان و زخمي و بستري شدن تعدادي از آنها به علت استفاده از مواد آتش زا و مواد منفجره است. مردم روستای گوگ تپه خالصه در گذشته نه چندان دور قبل از فرا رسيدن نوروز با برپايي مراسمي ويژه به استقبال فصل زيباي بهار مي ‌رفتند كه آيين چهارشنبه آخر سال از مهم ترين اين مراسم به شمار مي رفته است. چهارشنبه سوري نام رايج و آييني بود از مراسم ديرين در بين مردم ايران زمين و روستای گوگ تپه خالصه كه هدف تمامي مراسم آن دور كردن پليدي ها بود و با استفاده از نمادهاي چهارگانه آب و آتش و خاك و هوا اجرا مي شد. در منطقه آذربايجان غربي چهارشنبه سوري موسوم به ايليين آخير چارشنبه سي (چهارشنبه آخر سال) است كه وجود واژه آخر در اين تركيب نشان مي دهد مردم روستای گوگ تپه خالصه در اسفند ماه چهارشنبه هاي ديگري را نيز جشن مي گرفتند كه امروزه اين رسم تقريبا به فراموشي كامل سپرده شده است. با رسيدن ماه اسفند مردم مناطق روستای گوگ تپه خالصه خود را مهياي استقبال از سال نو مي كردند كه اين پيشواز در عنوان اين ماه نيز مستتر است.



مردم روستای گوگ تپه خالصه هنوز هم اسفندماه را با عنوان بايرام آيئي (ماه عيد) مي خوانند. مطابق سنت هاي كهن و قديمي مردم روستای گوگ تپه خالصه هفته اول اسفند ماه را چيله قووان يعني هفته اي كه چله زمستان را فراري مي دهد يا يالانچي چارشنبه ( چهارشنبه دروغين) مي ناميدند و در اين روز با برپايي آيين هايي، اتمام فصل زمستان را جشن مي گرفتند. در گذشته روستای گوگ تپه خالصه چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسوم به كوله چارشنبه يعني چهارشنبه كوتاه بود و سومين چهارشنبه نيز موشتولوقچي چارشنبه ( چهارشنبه پيام آور) يا قره چارشنبه ( چهارشنبه سياه يا بزرگ) يا خبرچي چارشنبه نام داشت. در مطالعات مردم شناسي انجام گرفته هر كدام از اين چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادي از عناصر چهارگانه يعني آب، خاك، باد و آتش بودند كه با طبيعت كشاورزي روستای گوگ تپه خالصه نيز سنخيت دارد و مردم نيز هر كدام از اين چهارشنبه ها را به نوعي با آيين هايي خاص گرامي مي داشتند. همچنين نامگذاري چهار چهارشنبه موجود در اسفند ماه به نوعي با رنگ هاي طبيعت نيز ارتباط دارد كه رنگ هاي سفيد، خاكستري، سياه و سرخ از آن متبلور است. آنچه امروزه از اين چهارشنبه ها باقي مانده رسم آتش روشن كردن و پريدن از روي شعله هاي آتش و خواندن سرودها و اشعاري به هنگام اجراي اين آيين است. آتيل باتيل چارشنبه - باختيم آچيل چارشنبه ( بپر و بيفت چهارشنبه -- بخت به من روي آور چهارشنبه) و درديم، بلام بو اوددا قالسين - باش آغريم، ديش آغريم بوردا قالسين (درد و بلايم در اين آتش بماند - سر دردم، دندان دردم در اينجا بماند) از جمله مطالبي است كه در موقع پريدن از روي آتش بر زبان افراد جاري مي شود. خريد چهارشنبه آخر سال نيز از رسوم اين روز خاص در آذربايجان غربي است، از جمله وسايلي كه شب چهارشنبه خريده مي شود آئينه است كه مظهر صميميت و يكرنگي است و كوزه كه آب را در خود جاي مي دهد و مظهر پاكي است و نيز اسپند براي دفع چشم زخم كاربرد دارد.



در بعضي خانه‌هاي روستايي آذربايجان غربي، رسم است كه اسپند دود كرده در دو طرف در خانه مي ريزند تا اهل خانه از چشم حسود و بيگانه در امان باشند. در برخي دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقي است. در گذشته نه چندان دور براي اين روز مردم لباس هاي تميز و نو خود را مي پوشيدند و كوزه اي كه در بين اقلام خريد چهارشنبه قرار داشت را پر از آب تازه مي كردند و گاهي چاي صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهيه مي شد. از مراسم ديگر در روستای گوگ تپه خالصه تخم‌مرغ شكني است. تخم‌مرغ‌ها را در پوست پياز مي‌پختند تا رنگ بگيرد و آن را در بين كودكان به عنوان سوغاتي چهارشنبه توزيع مي كردند. مراسم شال‌اندازي سنت و آييني است كه يواش يواش از زندگي شهري خارج مي شود ولي هنوز در بيشتر خانواده های روستای گوگ تپه خالصه معمول است.



امروزه، پيشرفت تكنو‌لوژي و فرهنگ شهرنشيني اين رسم زيبا را آرام آرام به محاق فراموشي مي سپارد. شال اندازي در روستای گوگ تپه خالصه، مبتني بر شيوه اي بود و آيين آن چنين بوده است كه بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خانه خويشان و همسايگان رفته و دستمالي را از پنجره و در روستای گوگ تپه خالصه از روزنه بام‌ها به درون آويزان مي‌كردند و صاحبخانه دستمال را از آجيل و ميوه و ساير هدايا پر مي‌كرد و مي گفت: چك الله مطلبين وئرسين ... يعني : بكش؛ خداوند مرادت را بدهد از مراسم بسيار قديم آخرين چهارشنبه‌ سال، مراسم بخت گشايي بود، هرچند كه امروزه همسرگزيني با روش‌هاي مدرن و تلفني و اينترنتي و ساير شيوه ها مرسوم شده است، اما ياد‌آوري اين سنت خالي از لطف نيست. مراسم بخت گشايي شامل گره زدن دستمال يا چارقد بود بدين ترتيب كه دختران دم بخت گره اي به دستمال يا چارقد خود مي‌زدند و از اولين رهگذر مي خواستند تا به اميد باز شدن گره از كارشان، گره را بگشايد. بيرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پركردن كوزه آب از مراسم مرسوم بخت‌گشايي بود.



فال‌گيري از مراسمي بود در روز چهارشنبه، كه مردم تفالي مي زدند بر سالي كه در راه بود. در روستای گوگ تپه خالصه همچنين يكي از مراسم فالگيري، مراسم فالگوش ايستادن بوده است. اين رسم كه بيشتر از سوي زنان خانه انجام مي گرفت بدين صورت بود كه در مكاني كه ديده نشوند مي ايستادند و كليدي زير پاي خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش مي دادند و تفال مي زدند. از مراسم ديگر، خريد آجيل چهارشنبه‌سوري است كه هنوز هم در روستای گوگ تپه خالصه به نام يئدي لوين به معني آجيل هفت رنگ يا چارشنبه يئميشي معروف است. تزيين سفره هفت سين و آماده كردن سبزه نوروزي از ديگر رسومي است كه در روستای گوگ تپه خالصه همچنان رايج است. سفره هفت سين در مناطق روستای گوگ تپه خالصه چندان مرسوم نبوده و به جاي آن سفره عيد در خانه ها گسترده مي شد و افرادي كه براي عيد ديدني به آن خانه مي آمدند در آن سفره مي نشستند و پذيرايي مي شدند. سبزه روياندن كه معمولا از گندم، عدس، جو و ساير روييدني ها انجام مي گرفت يكي دو هفته مانده به عيد به وسيله زنان خانواده مهيا مي شد و اين سبزه در خانه به عنوان مظهر رويش و سرسبزي باقي مي ماند و در سيزدهم نوروز به دامان طبيعت يا در آب روان رها مي شد. ماندن سبزه عيد در خانه بعد از سيزده بدر در افواه مردم شگون ندارد و به نوعي مي توان گفت كه رها كردن سبزه نوروزي در آب روان به معناي جريان زندگي و حيات دوباره جانداران است. مردم روستای گوگ تپه خالصه ،در جريان عيد و شادي، آيين هاي ديني و مذهبي را فراموش نكرده اند، هنوز در جاي جاي روستای گوگ تپه خالصه، رسم گرفتن اولين دريافتي، به عنوان بركت سال از بين صفحات قرآن كريم رايج است. قبل از تحويل سال نو، پدر و يا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسكناس هايي را در درون صفحات قرآن مجيد قرار مي دهند و با تحويل سال و خواندن دعاي تحويل سال، افراد خانه اولين دريافت نقدي خود را در سال جديد از قرآن كريم مي گيرند و اعتقاد دارند اين به كارشان در سال جديد بركت مي دهد.



مردم روستای گوگ تپه خالصه براي اينكه ياد و خاطره از دنيا رفتگان را نيز گرامي بدارند و تسلي خاطري از بازماندگان كنند نيز رسم و آيين خاصي دارند. در روستای گوگ تپه خالصه افرادي كه عزيزي را از دست داده اند عيد نوروز براي آنها با عنوان قره بايرام (عيد سياه) نام گرفته است. مردم روستای گوگ تپه خالصه هنوز براي گراميداشت ياد و خاطره درگذشتگان خود، يكي دو روز قبل از تحويل سال نو به سر مزار عزيزان درگذشته خود مي روند كه از اين آيين با عنوان عارافا نام برده مي شود. بعد از تحويل سال نو، ديد و بازديد از بزرگان خانواده و اعضاي فاميل از رسوم مردم روستای گوگ تپه خالصه است كه چند روز اول عيد در مناطق روستای گوگ تپه خالصه به اين امر اختصاص مي يابد. مراسم عيد نوروز با آيين سيزده بدر پايان مي يابد كه در اين روز مردم به خارج از شهرها مي روند و اين روز را در دامن طبيعت سپري مي كنند. صاحب نظران فرهنگي در روستای گوگ تپه خالصه مي گويند: با برنامه ريزي و ياد‌آوري سنت‌هاي ديرين و جاي گرفتن آنها در ميان دانش‌ آموزان و دانشجويان و نسل جوان مي توان در ايجاد زمينه هاي شادي و همراهي اجتماعي موثر واقع شد. بنا به اين اعتقاد، با هدايت و رواج دادن مراسم زيبا و خالي از خطر آخرين چهارشنبه سال در مراكز و مجتمع هاي فرهنگي و هنري، بار ديگر مي توان سنت‌هاي اصيل نوروزي را زنده كرد تا ديگر صداي ترقه و فشفشه و بمب‌ هاي دست‌ ساز دل و جانمان را آزار ندهد و فرزندان اين خاك و بوم، رسوم و سنت ‌هاي ديرينه‌ شان را در عصر تكنولوژي و اينترنت پاس بدارند.






+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 9:19 توسط اسماعیل عبادی | يک نظر
هفت سین عید نوروز و چهار شنبه سوری


عيد نوروز اولين روز بهار است و يكي از يادگارهاي ماندگار نياكان ما ميباشد كه بعنوان ارمغاني بسيار گرانبها براي ما به يادگار گذاشته اند. اين عيد به گواهي تاريخ از 3هزار سال پيش در ميان مردمان سرزمين ما رايج بوده است . و ما اهالی گوگ تپه نیز این روز عزیز را گرامی می داریم.

همانطوریكه ميدانيم گوگ تپه خالصه از توابع شهرستان میاندواب نسبت به مناطق ديگر ايران بنا به موقعيت جغرافيايي داراي شرايط آب و هوايي مخصوص است كه از ويژگيهاي مهم آن بودن زمستانهاي سرد و طولاني مي باشد و نيك ميدانيم كه چنين شرايط آب و هوايي در ديگر نقاط ايران وجود ندارد و به خاطر اين موضوع ساكنان اين سرزمين با تمام شدن فصل سرما و يخبندان و آغاز فصل بهار و بيدار شدن طبيعت به رقص و پايكوبي ميپرداختند و بدين گونه اين موضوع به يك فرهنگ عمومي و جشن ملي در ميان نياكان ما تبديل شد. و بعنوان ميراث گرانبها براي ما به يادگار ماند كه حتي اين فرهنگ به ديگر نقاط ايران بلكه بيشتر از آن به ديگر كشورها گسترش يافت.

در گذشته نياكان ما دريافته بودند كه چهار عنصر (سو-اود-يئل-تورپاق) دخيل در زندگي و در واقع حيات بخش زندگي آنهاست. اين چهار عنصر بعنوان سنبل حيات انسان و فلسفه وجودي زندگي انسان قابل ستايش بوده و هميشه مورد تقدس قرار گرفته اند به عنوان مثال در آذربايجان آتش داراي جايگاه ويژه ايي بوده است و آتش بعنوان حرارت بخش زندگي و خاك و طبيعت در جهت بيداري بوده اند .



با آمدن زمستان و فصل سرما زندگي انسان با يك ركود مواجهه ميشود و انسان با مرگ طبيعت از هرگونه نعمت خدادادي محروم ميشود و در زير آماج تازيانه زمستان در شرايط سخت آب و هوايي از چهار عنصر طبيعت يعني (سو، اود، يئل، تورپاق) محروم و پيش از پيش به ارزش و قدر و منزلت اين چهار عنصر پي مي برد و با آمدن بهار اولين روز اين فصل را به همين جهت در سطحي گسترده جشن و شادی می پردازد.

ما پيش از اينكه به مراسم اصلي عيد نوروز و ويژگيهاي آن اشاره كنيم ضروري است كه در مورد سمبل و نماد اين چهار عنصر موجود در طبيعت توضيحي ارائه دهيم:

نياكان ما در مواجهه با شديدترين شرايط سخت زندگي دريافته بودند كه (سو اود يئل تورپاق) داراي اهميت خاصي در زندگي شان است. و بنا به همين جهت با نزديك شدن فصل بهار چهار هفته آخر فصل زمستان را به نام يكي از اين چهار عنصر نامگذاري ميكنند .

سو مظهر و نماد حيات و تجديد زندگي است اولين هفته را بنام (سو چارشنبه سي( نامگذاري كرده اند بنا به اهميت وجود (سو) در زندگي انسان كه بعنوان مايه حيات انسان است و برفها و يخهاي زمين آرام آرام ذوب ميشوند اين موضوع براي نياكان ما از اهميت و ارزش بسياري برخوردار بود.



اود دومين هفته را نياكان ما تحت عنوان (اود چارشنبه سي) نام نهاده اند كه مظهر حرارت و نور و روشنايي است. نياكان ما بر اين باور بودند كه هر قدر آتش و خورشيد را مقدس بحساب آورند همان اندازه طبيعت زودتر بيدار ميشود و به انسانها سعادت به ارمغان مي آورد. بودن آتشگاه هاي متعدد در سرزمين آذربايجان خود شاهدي براین ادعاست كه آتش و خورشيد داراي چه اهميتي در ميان نياكان ما بوده اند.

یئل سومين هفته آخر ماه فصل زمستان را پدران و مادران ما تحت عنوان (يئل چارشنبه سي) نامگذاري كرده اند چون در اين هفته باد با آمدن خود به زمين و طبيعت زندگي نويد بيداري ميدهد (يئل) در يك مدت كوتاه تمامي زمين را پشت سر ميگذارد و زمين را به بيداري فرا ميخواند .

تورپاق آخرين چارشنبه سال نيز تحت عنوان (تورپاق چارشنبه سي) نامگذاري شده است كه با جذب گرما و حرارت بيدار ميشود كه در نزد مردم با نام (ايلين سون چارشنبه سي) مشهور است.









هفت سین(یئددی سین):

ابتدا لازم است اشاره كنيم كه عدد هفت در ميان ما توركان داراي جايگاه ويژه ايي است و كلا بايد گفت كه اين عدد را براي اولين بار سومئرها ابداع كردند كه به مرور زمان در ميان ملل نيز براي خود جاي باز كرده است و نيز لازم بذكر است كه در گذشته هاي دور به عيد نوروز در ميان توركان اوغوز (يئني گون) ميگفتند و اين موضوع را آشكارا ميتوان در كتاب ديوان لغات التورك محمد كاشغري كه هزار سال پيش نوشته شده است مشاهده كرد.

سفره (يئددي سين) يكي از آيين هاي ويژه اهالی گوگ تپه خالصه در عيد نوروز است با صراحت ميتوان گفت كه سينهاي موجود در (يئددي سين) (هفت سين امروزي) از فرهنگ غني توركي به عاريت گرفته اند و اگر معادل آن كلمه را داشته اند همان را بكار برده اند مانند سير كه جاي (ساريمساق) بكار برده اند و گرنه كلمات ديگري را كه از هيچ ماهيت و اصالتي فرهنگي برخوردار نيستند جايگزين كرده اند كه بسيار نامناسب مینمايد چه اين (سو) ماده اوليه حركت است كه در زندگي نقش بازي ميكندو مايه حيات است نه سنجد!!! البته بعضي از كلمات را نيز كه در زبان فارسي براي آنها اصلا معادلي نبود به همان شكل بكار گرفته اند مانند سركه و سوماق و سمني البته در معني ديگر اطلاق كرده اند.

از عهد باستان در مناطق مختلف آذربايجان به ویژه میاندواب به سفره (يئددي سين) (باجا قاباغي بزمك) ميگفتند لازم به ذكر است در گذشته خانه هاي نياكان ما در گوگ تپه خالصه داراي يك پنجره مخصوص در سقف بود كه به آن باجا ميگفتند. و چون نياكان ما بر اين اعتقاد بودند كه در عيد نوروز روح اجداد ما به خانه هاي خود سركشي ميكنند و از طريق باجا وارد خانه ميشوند اين سفره را در مقابل همان باجا پهن ميكردند و انواع خوراكيها را كه هر يك نماد و سنبلي از موضوعات مرتبط با زندگي است در آنجا قرار داده اند كه روح اجدادشان با ديدن آنها راضي و خشنود گردد پس با سعي و كوشش فراوان در جهت تزيين هرچه بهتر سفره برمي آمدند بلكه هرچه بيشتر روح اجدادشان را خشنود و راضي ميساختند كه زندگي فرزندانشان در رفاه و آسايش ميگذرد و از طرف ديگر اين محصولات غذايي را كه هريك به نحوي در زندگي انسان داراي نقش عمده ايي بودند مورد تقدس قرار دهند كه هر يك از اين سين ها بعنوان رمز و سمبلي در زندگي انسان عبارتند از :

1 - سو : آب كه اين مايه حيات بعنوان رمز و بقاي زندگي انسان بشمار ميرود و زندگي انسان بدون وجود آن امكانپذير نيست و در گذشته هاي دور در ميان توركان حتي مورد پرستش قرار ميگرفت.



2 - سمني :



هرچند امروزه بعنوان حلواي خوشمزه و خوردني بشمار ميرود بايد گفت كه در اصل اين كلمه با ماده اوليه آن اطلاق ميشده است يعني (سبزي) كه نماد و سمبل تجديد حيات در زندگي است يعني در واقع در گذشته هاي دور سمني به سبزي گفته ميشد ولي بعدها با فراموش كردن اصل لغت و معني اوليه آن با آن نوعي خوردني تغيير نام يافته است كه حتي اين موضوع را ميتوان در اين شعر مشاهده كرد كه زنان هنگام پختن سمني دسته جمعي آنرا مي سرايند:

سمني ساخلا مني

ايلده گویرده رم سني

سمني آل مني

هر يازدا يادا سال مني

و يا در شعر ذيل:

سمني سازانا گلميشم اوزانا اوزانا گلميشم

سن گلنده ياز اولور

ياز اولور آواز اولور

با توجه به معني (گويرده رم) يعني سبز ميكنم ميفهميم كه سمني همان سبزي نماد و سمبل تجديد حيات است كه فارسها سبزي را جايگزين آن كرده اند و خود سمني را در معني خوردني و شيريني بكار ميبردند بايد گفت امروز در آذربايجان شمالي كلمه سمني با حفظ معني اصيل خود يعني سبزي در زبان مردم رايج است.

3 - ساريمساق : كه بعنوان رمز سلامت انسان ميشود و از گذشته هاي دور به فوايد مختلف آن تاكيد بسياري شده است.



4 - سوجوق : كه بعنوان سمبل و رمز شيرين زندگي است كه از عهد باستان بعنوان يكي از لذيذترين و خوشمزه ترين شيرينيها در آذربايجان - مراغه بوده است و هنوز هم رايج است.

5 - سونبول : رمز و نماد بركت زندگي است و در واقع سونبول كه همان گندم باشد و ماده اصلي نان است در زندگي انسان نقش اساسي ايفا ميكند و به همراه سو دو عنصر اصلي و اساسي حيات انسان هستند كه متاسفانه اين ركن اساسي نيز بسان سو از سفره يئددي سين حذف شده است .

6 - سوماق : كه بعنوان سمبل و رمز مزه و طعم زندگي محسوب ميشود.

7 - سيركه (سركه ) : بعنوان رمز و سمبل برطرف كننده مزاج بد بدن انسان است.



اما جالب است بدانید سفره هفت سين در برخی مناطق روستايي آذربايجان چندان مرسوم نبوده و به جاي آن سفره عيد در خانه ها گسترده مي شد و افرادي كه براي عيد ديدني به آن خانه مي آمدند در آن سفره مي نشستند و پذيرايي مي شدند.
سبزه روياندن كه معمولا از گندم، عدس، جو و ساير روييدني ها انجام مي گرفت يكي دو هفته مانده به عيد به وسيله زنان خانواده مهيا مي شد و اين سبزه در خانه به عنوان مظهر رويش و سرسبزي باقي مي ماند و در سيزدهم نوروز به دامان طبيعت يا در آب روان رها مي شد.
ماندن سبزه عيد در خانه بعد از سيزده بدر در افواه مردم شگون ندارد و به نوعي مي توان گفت كه رها كردن سبزه نوروزي در آب روان به معناي جريان زندگي و حيات دوباره جانداران است.
مردم گوگ تپه خالصه ، در جريان عيد و شادي، آيين هاي ديني و مذهبي را فراموش نكرده اند، هنوز در جاي جاي گوگ تپه و حومه ، رسم گرفتن اولين دريافتي، به عنوان بركت سال از بين صفحات قرآن كريم رايج است.
قبل از تحويل سال نو، پدر و يا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسكناس هايي را در درون صفحات قرآن مجيد قرار مي دهند و با تحويل سال و خواندن دعاي تحويل سال، افراد خانه اولين دريافت نقدي خود را در سال جديد از قرآن كريم مي گيرند و اعتقاد دارند اين به كارشان در سال جديد بركت مي دهد.
مردم گوگ تپه براي اينكه ياد و خاطره از دنيا رفتگان را نيز گرامي بدارند و تسلي خاطري از بازماندگان كنند نيز رسم و آيين خاصي دارند.
در گوگ تپه خالصه ، افرادي كه عزيزي را از دست داده اند عيد نوروز براي آنها با عنوان قره بايرام (عيد سياه) نام گرفته است.
مردم گوگ تپه خالصه هم براي گراميداشت ياد و خاطره درگذشتگان خود، يكي دو روز قبل از تحويل سال نو به سر مزار عزيزان درگذشته خود مي روند كه از اين آيين با عنوان 'عارافا' نام برده مي شود.
بعد از تحويل سال نو، ديد و بازديد از بزرگان خانواده و اعضاي فاميل از رسوم مردم گوگ تپه خالصه است كه چند روز اول عيد به اين امر اختصاص مي يابد.
مراسم عيد نوروز با آيين سيزده بدر پايان مي يابد كه در اين روز مردم به خارج از روستا مي روند و اين روز را در دامن طبيعت سپري مي كنند. و از طبیعت سر سبز گوگ تپه خالصه استفاده می کنند.


يكي از رسم هاي زيباي ايام نوروز در آذربايجان به گفته پدران و و از باغات و کنار سیمینه رود پيران اين منطقه رسم 'تكم چي' ها بوده كه اكنون به طور كلي به فراموشي سپرده شده است.
چند روز مانده به عيد، تكم چي به طور نمادين، تكم (بز ساخته شده از چوب) را در كوچه هاي روستاها و شهرها مي چرخاند و درحالي كه اشعاري به زبان تركي و با صداي دلنشين مي خواند، نويد آمدن عيد را مي داد و پاداش خود را از مردم مي گرفت.از دیگر رسم ها این است که شخصی به نام "سایاچی" چند روز مانده بهعید گوسفندان و احشام را می شمارد و برای صاحب آنها آرزوی برکت می کند و پاداش می گیرد.









با رسم و رسوم گذشتگان به استقبال

عيدباستاني برويم :

همه ساله در فصل نو شدن، ما ايراني ها با رسم و رسوم گذشتگان به استقبال عيد بزرگ مي رويم ،رسم ورسومي که تو روستاها حال و هوايي ديگه داره و در شهر يه جور ديگه…
گستردگي رسوم و خصلت هاي فرهنگي به مرور در همهمه زندگي شهري رو به فراموشي و برخي ديگر كمرنگ شده است . روستاي مهرآباد، روستايي از توابع استان اصفهان است که جشن نوروز در ميان مهرآبادي ها با آيين ها و مراسم گوناگوني برپا مي شود وبه گفته بزرگان اين روستا در قديم رسم و رسوم هاي عيد نوروز بي ريا و با خلوص نيت بود و حالا در اين گزارش سعي بر اين است بخشي از اين آداب و رسوم را به رشته تحرير درآوريم.

خانه تکانی:
در گوگ تپه خالصه حدود پانزده روز به عید مانده ، خانه تکانی را شروع می کردند، چون سقف بسیاری از خانه ها و مطبخ ها با خشت خام به صورت طاق ضربی ساخته شده بود و در طول سال بر اثر دود چراغ و سوختن هیزم در دیگدان(اجاق) و تنور زمینی سیاه می شدند، ابتدا مردها از محلی بنام "خرمن یری" که درفاصله ای حدود ۲۰ متری ضلع جنوبی گوگ تپه قرار دارد و آثار گودی آن هنوز هم مشخص می بلاشد از گوگ تپه قرار داشت "یک بار" خاک سفید بر پشت گاری اسب می آوردند و در یک تشت مسی بزرگ که مخصوص شیره پزی انگور بود ، خاک سفید را با آب مخلوط می کردند و به صورت دوغاب در می آمد سپس یک نفر که اغلب از خانم ها بودند به سر و صورت خود پارچه ای می پیچیدند تا از آب و گل محفوظ بمانندسپس به وسیله یک ملاقه مسی دسته بلند دوغاب را به طرف سقف می پاشیدند و سقف کاملاً تمیز و سفید می شد.
بعضی از اطاق های نشیمن سقف چوبی داشت که کلیه لوازم از قبیل فرش و رختخواب و کرسی و لحاف و تشک را از داخل اطاق در حیات می چیدند و بعد از جارو کردن کف اطاق، فرشها را به صورت دو یا سه نفری به شدت تکان میدادند تا خاک آنها گرفته شود و بعضی از آنها را در کنار قنات می شستند.

شیرینی جات:
شیرینی ایام عید گوگ تپه خالصه عبارت بود از: حلوا سوهان، حلوا تخم مرغ، کشمش، نخودچی، مغز بادام، گز های لقمه ای که در داخل آرد در جعبه های چوبی قرار داشتند که از خوانسار خریداری می کردند.،بادام کاغذی، سنجد ، برگه های زرد آلو و تندیچه(مغز بادام تلخ و هسته های زرد آلو که پس از جوشاندن در آب تلخی انها را می گرفتند) استفاده می شد.
شیرینی ایام عید را معمولاً در یک سینی بزرگ که به آن"مجمعه" می گفتند در ظروف کوچکتر مانند بشقاب و پیاله چینی قرار می دادند و مجمعه را روی کرسی می گذاشتند که بردن و آوردن آن آسان بود و مجمعه را درسترس بچه ها قرار نمی دادند چون به سرعت آنها را می خوردند وشرمندگی خانواده را در مقابل میهمانان به بار می آوردند.


حلوا سوهان:
برای درست کردن حلوا سوهان دو ماه قبل از عید دانه های گندم را مرطوب و در جای گرم کشت میکردند وقتی دانه های گندم جوانه و ریشه می کردند آنها را خشک می کردند و به وسیله "دست داس" آن را آسیاب می کردند و به صورت آرد در می آوردند که به آن آرد سمنو می گفتند به طور مثال مواد لازم را به نسبت یک کیلو آرد سمنو و دو لیتر آب و سه کیلو شیره انگور با هم مخلوط می کردند.
ابتدا در یک تشت بزرگ مسی آب و آرد سمنو را روی اجاق که زیر آن آتش هیزم و چوب شعله ور بود قرار می دادند و سه نفر به طور هم زمان هر یک با یک کفگیر مسی دسته بلند مخلوط آب و آرد را به هم میزدند تا کاملاَ سفت شود بعد شیره انگور را به آن اضافه می کردند مجدداً به طور مداوم حدود پنج ساعت به هم میزدند حلوا پز ها قبل از پایان هم زدن یک نمونه که عنوان "قاصدک" داشت در جای خنک قرار می دادند و بعد از سرد شدن قاصدک اگر نمونه ترد و شکننده بود پایان کار اعلام می شد و کلیه حلوا را که در طشت بود به صورت کلوچه به ضخامت یک و قطر ده سانتی متر در می آوردند و روی کلوچه ها پودر بادام و گردو می پاشیدند بعداً هر کدام از کلوچه ها را با زدن ضربه خرد می کردند و می خوردند. رنگ این حلوا سوهان قهوه ای بود.

حلوا تخم مرغ :
رنگ آن سفید بود و مواد لازم برای تهیه آن مثلاً یک کیلو شیره انگور و ده سفیده تخم مرغ را در یک طشت مسی بر روی اتش ملایم ، دو نفر هر کدام با یک قاشق چوبی بزرگ به طور پیوسته مواد داخل طشت را به هم می زدند بعد از آنکه کاملاً سفت می شد آن را به صورت کلوچه در می آوردند و آن را مانند حلوا سوهان امتحان می کردند و سپس مورد استفاده قرار می دادند.

در باز کن خوش قدم:
مردم در ایام های گذشته در گوگ تپه بر این عقیده بودند روز عید اولین نفر که به منزل آنان می آمد باید خوش قدم باشد که در طول سال ناراحتی نداشته باشند بنابراین هر خانواده ای برای خودش یک خوش قدم داشت و به او قبل از سال تحویل سفارش می کردند که حتماً در منزل آنان را باز کند به همین منظور در حیات را می بستند که کسی سرزده وارد نشود و در بین مردم همین عقیده مراعات می شد که باعث ناراحتی کسی نشوند.اگر سال تحویل در شب بود در ساعات اولیه صبح روز بعد و اگر در روز بود بلافاصله خوش قدم وارد می شد و بعد از سلام کردن این جمله ها را می گفت " عیدتان مبارک" یا "بهار نو مبارک" و در جواب ، صاحب خانه می گفت "رویتان مبارک" یا "صد سال به از این سالها" و به در بازکن چند تخم مرغ رنگ شده بادام ، گردو، گز و غیره عیدی می دادند.

پلو شب عید:
تا چهل سال قبل (1350) در میاندواب و گوگ تپه خالصه برنج مصرف چندانی نداشت و در طول سال چهار نوبت خیلی شاخص بود اول، شب عید که قریب به اتفاق مردم برنج به همراه خورشت درست میکردند و بالاخره شب دوم جشن عروسی ها در فصل پاییز بود که آن هم به صورت خورشت قیمه بود.

تخم مرغ رنگی:
کلیه خانواده ها مرغ داشتند و خود کفا بودند و از یک ماه به عید مانده تخم مرغ ها را جمع می کردند و آنها را به رنگ سبز، قرمز، پوست پیازی و ... با رنگ جوهری که برای رنگ کردن خامه قالی در اختیار داشتند رنگ میکردند و در روز عید به بچه ها و نوجوانان نزدیکان خود می دادند و در گوشه و کنار کوچه ها که به صورت محوطه باز بود جوانها به دور هم روی زانو می نشستند و به برد و باخت تخم مرغ ها توسط چند قاف پای گوسفند رنگ شده می پرداختند و یک طرف قاف خر نشانه باخت و طرف دیگر آن اسب علامت برد بود و ساعت ها را بدون خستگی پشت سر می گذاشتند و لذت می بردند.

نان فطیر:
زنان روستای گوگ تپه چند روز به عید نوروز مانده نان فطیر می پختند که ترکیبی از آرد گندم شیر گاو و شیره گندم داشت و خمیر ان کاملاً طبیعی طی چند ساعت "ور" می آمد و بعد از آنکه چانه خمیر را به حالت ضخیم روی "شاته بند" پهن میکردند و با آب زرد چوبه دار و دانه های بادیان و زیره روی خمیر را می پوشاندند و بعد به دیواره تنور داغ می چسباندند که بعد از پخت فوق العاده خوشمزه می شد و بسیار مورد پسند و دلچسب بود.
اينها رسم و رسوم هايي است که شايد برخي ازآنها به خاطره ها پيوسته اند ، خاطراتي که در شلوغي و همهمه امروزی غبار فراموشي به خود گرفته اند تا حالا اين انسان امروزی فقط با برخي از اين رسومات که نشات گرفته از رسوم قديمي است به استقبال بزرگترين عيد ايرانيان برود.







برچسب‌ها: اوغوز, نوروز, بایرامی گوگ تپه خالصه دیاریندا, اسماعیل عبادی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 9:19 توسط اسماعیل عبادی | نظر بدهيد
آداب ورسوم نامگذاری

آداب ورسوم نامگذاری در گوگ تپه خالصه:
در گذشته معمولا در شب دهم تولد نوزاد كه جشن و شب نشيني بر پا بود همه اقوام بخصوص پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و سران خانواده گرد مي آمدند و با تبادل نظر نامي را برگزيده و در حاشيه قرآن، ديوان حافظ و يا هر كتاب ارزشمند ديگري همراه با سال، ماه، روز و ساعت تولد نوزاد ثبت مي كردند.
مواقعي كه اتفاق نظر بر اسامي پيشنهادي نبود نامگذاري با راي گيري به سرانجام مي رسيد.
در بعضي خانواده ها ی گوگ تپه انتخاب نام فرزند تازه وارد بر عهده بزرگ فاميل (پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، دايي، عمه، خاله) گذاشته مي شد.
گاهي نامگذاري با استفاده از قرآن يا با تفعل از ديوان حافظ صورت مي گرفت.
در اين روزگاربعضي خانواده های گوگ تپه ترجيح مي دهند كه ميان نام و نام خانوادگي كودك هماهنگي وجود داشته باشد. اين ارتباط ممكن است بصورت صفتي متناسب با اسم، جزئي از كل، كلمات هم ريشه و هم خانواده، يا آهنگ مشابه باشد.
در بعضي خانواده ها نام فرزند با اقتباس از نام مادر، پدر يا هر دو انتخاب مي شود. برخي نيز تمايل دارند كه فرزندانشان اسامي هم آوا يا هم معنا داشته باشند و يا اينكه ابتداي نام كليه فرزندان يك حرف مشخص بوده يا به يك حرف واحد ختم شود.
گاهي به مناسبت خاص يا بنا به درخواست يا وصيت بزرگان خانواده نامي براي نوزاد در نظر گرفته مي شود اما او را به اسم ديگري مي خوانند كه شهرت نام دارد و در شناسنامه ثبت نمي شود.


پيشنهاداتي براي انتخاب نام كودك

دقت كنيد كه نام علاوه بر آهنگ خوش و معناي پسنديده، تلفظ نسبتا آساني داشته باشد، خيلي مهجور يا پيچيده نباشد و براحتي با اسامي يا كلمات ديگر اشتباه نشود. كودك شما در آغاز سخن گفتن نام خود را مي گويد و در مهد كودك و مدرسه اينگونه ارتباط برقرار مي كند.
اگر خويشاوندان شما از اقوام مختلفي هستند يا اگر ممكن است در آينده فرزند شما در شهر يا كشور ديگري زندگي كند به امكان تلفظ و معناي اسم او در لهجه و زبانهاي ديگر نيز توجه كنيد.
بعضي از نامها جنسيت ندارند يا جنسيت آنها نامشخص است؛ در انتخاب اينگونه اسامي دقت كنيد و اگر شك داريد قبل از تولد نوزاد با سازمان ثبت احوال مشورت كنيد. بخشي از شكل گيري هويت جنسي اطفال متاثر از نام آنها خواهد بود.
اگر نام خانوادگي شما طولاني يا تركيبي از چند كلمه است بهتر است يك نام كوتاه براي فرزندتان در نظر بگيريد. اما اگر نام خانوادگي كوتاهي داريد مي توانيد از ميان اسامي بلندتر يا مركب نيز انتخاب كنيد.
مي توانيد در طول بارداري نامهايي را كه مي يابيد به تدريج فهرست كنيد تا در فرصت مناسب در مورد معنا و ريشه آن بررسي كرده و با همسر و خانواده تان به تبادل نظر بپردازيد.



برچسب‌ها: آداب ورسوم نامگذاری در گوگ تپه خالصه, اسماعیل عبادی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 9:18 توسط اسماعیل عبادی | نظر بدهيد
آشنایی با آداب و رسوم مردم گوگ تپه خالصه در شب یلدا در گذشته های دور




آشنایی با آداب و رسوم مردم گوگ تپه خالصه در شب یلدا در گذشته های دور


شب یلدا در گوگ تپه خالصه:
شب یلدا در گوگ تپه خالصه مانند تمامی ایران به عنوان آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال، جشن گرفته می‌شود.

مراسم یلدا در گوگ تپه خالصه که به چیلله گجه سی موسوم است، فرصت مغتنم دوباره ای برای اعضای خانواده فراهم می کند که گردهم بنشینند و تا پاسی از شب با هم باشند.

آیین‌های شب یلدا در گوگ تپه خالصه هم مشابهت‌های زیادی با سایر نقاط ایران دارد و هم برخی از این آیین‌ها و رسم‌ها ریشه در باورهای قومی و منطقه‌ای مردم گوگ تپه خالصه دارد.

خشیل؛ غذای شب یلدای مردم گوگ تپه خالصه

خوردن هندوانه سمبل سبزی و شادابی، انار نماد تکثیر و زایش، حلوا نماد شیرینی و شیرین کامی از جمله سور و سات شب یلدا در گوگ تپه خالصه است که در اکثر نقاط ایران نیز مرسوم است.

فرستادن هدیه به نوعروسان از سوی خانواده داماد، یکی از آیین هایی است که هنوز به قوت خود باقی است، در شب چله خانواده داماد با میوه های و تنقلات خاص شب یلدا را به خانه نوعروس می‌برند و خانواده عروس نیز یک مهمانی ترتیب می‌دهد و از خانواده داماد پذیرایی می‌کند.

خانواده های گوگ تپه خالصه به عنوان یک رسم مطلوب و زیبا، هنوز هم فرستادن هدایا و سوغات به منزل نوعروسان و دختران نامزد کرده در شب چله را فراموش نکرده اند.

این هدایا که شامل خوراکیها، تنقلات، میوه و دیگر اقلام به همراه یک کادوی خاص چون انگشتری یا گردن آویز و نظایر این است به عنوان "چیله پایی" به خانه نوعروسان یا دختر نامزد کرده فرستاده می شود.

این هدایا معمولا با اصول و آداب خاصی به خانه دختر ارسال می شود که عبارت از قراردادن هدایای شب یلدا بر روی یک سینی مسی است که با دستمالی منقوش و سوزن دوزی شده پوشانده شده و با گل تزیین یافته است.

"ائویز آباد اولسون" (خانه تان آباد باد)، "پایینیز چوخ اولسون" ( نعمت تان به وفور)، "تانری خوشلوق وئرسین" (خداوند همیشه دلخوشتان کند) و نظایر اینها دعاهای خانواده ای است که سوغات شب یلدا را دریافت کرده است. در گوگ تپه خالصه در کنار این خوردنیهای مختلف شب چله، حلوای محلی نیز جایگاه ویژه ای دارد.

در کنار این خوراکی ها، سنجد،قور قا؛ مغز گردو و بادام ، کشمش و میلاخ (انگوری که به صورت آونگ از تابستان نگهداری شده است)، دوشاب (شیره انگور) نیز در بین خوردنی‌ها در گوگ تپه خالصه جایگاه ویژه ای دارد.

زمستان با شب چله آغاز می شود و مردم گوگ تپه خالصه دو ماه اول زمستان را به 40 روز و 20 روز مجزا تقسیم می کنند که به 40 روز اول چله بزرگ و 20 روز دیگر چله کوچک نام می نهند.

به اعتقاد مردم گوگ تپه خالصه زمستان شدت بیشتری در 40 روز اول دارد.









با گذشت زمان و تغییرات فرهنگی و اجتماعی، نوع برگزاری این گونه مراسم نیز متحول شده، ولی اساس و پایه آنها ثابت مانده است، امروزه در گوگ تپه خالصه شب یلدا جوان‌ترها در منزل پدر و مادر جمع شده و با خوردن هندوانه، انواع حلوا، آجیل، پشمک و سایر تنقلات مدرن که جایگزین کشمش، سنجد، گندم برشته و انگور و سایر خوردنی‌های سنتی، این شب را جشن می گیرند.

به این ترتیب که اگر خانواده‌ای تازه عروس نامزد داشته باشد با خرید معمولا یک قطعه طلا و یک دست لباس و شیرینی به منزل عروس رفته و با دادن هدیه ها اجازه تازه عروس را از پدر و مادرش می گیرند تا در مراسم شب به منزل داماد بیاید.

همچنین اگر خانواده ای دختر تازه عروس داشته باشد که در طول این سال به خانه بخت رفته باشد معمولا دو سه روز قبل از شب یلدا هدیه و تنقلات همراه نان محلی پخته شده آماده کرده و توسط برادر عروس به منزل داماد می فرستند.

در آیین گوگ تپه خالصه ، هندوانه نشانه‌ای از فصل گرما و تابستان است و مصرف آن در شب یلدا که شب آغاز فصل سرماست خود بیانگر غلبه و چیرگی بر شدت سرمای زمستان است و شروع خوشی بر فصل سرما تلقی می‌شود.

پیران قوم هنوز حکایتهای زیادی از شیرینی و سرخی هندوانه شب چله روزگاران گذشته که عمدتا در پای کرسی میل می شد تعریف می کنند.





تهیه کوندالا:

سابق بر این که زمستانها از شدت و سختی برخوردار بود و سرمای آن سوز بیشتری داشت و لوازم گرمایشی وضعیت
امروزین را نداشت بانوان گوگ تپه خالصه برای گرما بخشیدن به شب چله در روزهای نخست پاییزی اقدام به تهیه نوعی سوخت سنتی به نام "کوندالا" یا "کرمه" می کردند که به صورت گداخته در داخل یک سینی و در زیر کرسی قرار می گرفت وگرمای شادی آوری را به اتاق می بخشید.

این سوخت سنتی ترکیبی از فضولات فشرده گاو و گوسفندان و یا زغال و خاکستر درخت مو و یا سیب و سایر درختان گوگ تپه بود که با کمی آب ترکیب می یافت و شکل گلوله ای پیدا می کرد
و مورد استفاده درطول زمستان قرار می گرفت.

علت نامگذاری آن به کوندالا (کرمه) در واقع شکل گلوله ای آن است و امروز نیز "کونده" همان معنای گرد و شکل گلوله ای را دارد.

رونق دورانهای گذشته شب چله درگوگ تپه خالصه داستانها و حکایتهایی بود که توسط ریش سفیدان، پدر بزرگها و مادربزرگها نقل می شد.

امیرارسلان، رستم نامه، کوراوغلو، داستانهای حماسی و عاشیقی از جمله حکایتهایی بود که با تکرار در شبهای طولانی
زمستانهای گذشته به خصوص شب چله سینه به سینه به نسل امروز منتقل شده است.

نامگذاری شب چله برای یلدا در گوگ تپه خالصه از این جهت است که روز شمار محلی مردم، شب یلدا پایان فصل پاییز و آغاز «چله بزرگ» و زمستان است.

فصل زمستان در گوگ تپه خالصه به سه دوره تقسیم می شود که 40 روز اول آن چله بزرگ ، 20 روز بعد از آن چله کوچک و 30 روز آخر بایرام آیی ( ماه عید نوروز ) است.




همچنین در شب یلدا از دوران گذشته آیین‌هایی انجام می شد که بر شیرینی و خاطره انگیز بودن این شب می‌افزود که در این میان حضور کوچکترهای فامیل در خانه بزرگترها و جمع شدن بر زیر یک کرسی و ریختن انواع شیرینی‌ها، حلواها، بادام و گردو، سنجد، انار، هندوانه، به و سیب روی کرسی و خوردن آنها و تعریف کردن خاطره‌ها و ضرب المثل آن شب را می‌گذراندند.

یکی دیگر از رسم‌های زیبای مردم گوگ تپه خالصه در شب یلدا متل خوانی بزرگترها برای کوچکترها بود که این رسم دیگر با آمدن تلویزیون به خانه ها برچیده شد و جوانان بیشتر جذب برنامه‌های تلویزیونی شده و توجهی به داستان فلکلور و پندآموز بزرگترها نشان نمی‌دهند.

غذای مخصوص این شب نیز در قدیم کوفته بود و با حضور بر سر سفره اعضای هر خانه این غذا مشاهده می‌شد.

همچنین این شب از دیرباز مورد تکریم مردم و اهالی گوگ تپه خالصه بوده و مراسم ویژه ای برای بزرگداشت آن انجام می شده است.

در این شب مردم برای غلبه بر سرمای زمستان، محیط خانه را گرم می‌کردند و به این بهانه دور بزرگتر فامیل جمع می شدند.

مردم گوگ تپه خالصه در قدیم برای اجرای رسوم مذهبی، در شب یلدا، تا طلوع سپیده صبح به انتظار روشنایی و شکست اهریمن و تاریکی تجمع می‌کردند.



برچسب‌ها: آشنایی با آداب و رسوم مردم گوگ تپه خالصه در شب یلد, اسماعیل عبادی, قدیم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 9:18 توسط اسماعیل عبادی | نظر بدهيد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
1355es2791(جمعه، 15 تير ماه ، 1397 14:45:01),  
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در آذربایجان شرقی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران