روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - داستانک زبان نایینی با ترجمه

داستانک زبان نایینی با ترجمه

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار اصفهانی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

blabadiyon
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 112
امتياز: 474950
تشکر کرده: 5
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 31 مرداد ماه ، 1397 09:15:26    موضوع مطلب: داستانک زبان نایینی با ترجمه پاسخ همراه با اعلان

دُیی وَ کیلنگُ اُیی وَ کیلنگُ تیور

یه بنده خودایی کارُش گله داری بی خُی دوتا پُرش

روزوگارُشی بد نه بی .یه لقمه نوشی کاری کَ .....

پُرَچو واش غیری گله چانی کاری بی بلد نه بُوین از کاروشی جی ناراضی بُو یِن ..گاهی دِ پیوشوشی وات کارومی سنگینُ عایدی مالی کِم .حوصیلَمی سِر شی یه .

پِیوشی شو وات دوقَد گُ شوما واجیت دی کار بِد نه یُ .بابا جی اُسمه مُسن گِرتایی .تِنایی

ازوم نا یه گوسبندا جمع اُجور کی ری

شوما جی .هِر یایی ای شیت اسمون هِمی دی رنگُ

.اگه با هِم بِم یک کاری ازومی یه .اما تنایی روزوگارومی سختی گِرتَ

گُشی دی یا انکار وَنارَسه .شی وات ما اَبی سِری دی کار دِ وِنا تُسم

پِیوشی شو وات .خیلی خُب هِر یایی شیت خودا حافظی شوما بُ

اما .ویروتی بُ .دُیی وَ کیلنگُ اُویی دِ کیلنگ اُ تی وِر .

باهار یاواش یاواش پاش وِرچِی . تابسون فصلی گُنه سونی رَسا.یه نَفر اربابی گُنه دی نیشا شو وات

خُی مُزی خوب کاریگروم وا

..دوتایی بار بندیلی سیفِروشی ور گیرفت همرهی کاروان گُنه سونه گِرتاین.

غافل از دی گُ رو وایی بیلندی تابسون .از تیغی اُفتُو تا تیغی اُفتُو .قوزی قوزی خُی تیور پایی گُنه وِر رووی پوسی ادم وری یه ............

.چِن رو ای ودرا تاووشی نه یارت دِاربابُ شی وات ما می وا خُی شِم پِیومی تِنا وُ

.ارباب حالیش گِرتایه بی خیمیره دی کار نه هِن حوسابی دی یاش پاک وَ کَ شو وات خاش یُ مییت.

رویی گُ خُیُ شی ایرسنا کی یه .َ پِی اُمایوشی دارتن چاشتوشی خوا

پیش از سلاملیک اول آسونی دِلیجوشی وَبوس.

بعد او شُین بِری طی ویله شیوات :

اقا خِر ه سلام .شالا قربونت ایشِم. اُ پالونی دی شی وَبوس

.بعد جی خدمتی پِیوشی رَسایِن شیوات : بابایی ما نوکِروتم .

اُسمه حالی یم گرتا .دِیی وَ کیلنگُ ..................یعنی چه ؟

برگردان به فارسی

یه بنده خدایی کارش گله داری بود .با دوتا پسراش

روزگارشان بد نبود .یه لقمه نون کار می کردن.

پسراش از کارشان راضی نبودند و کار دیگه ای هم غیر از چوپانی بلد نبودن.

گاهی به پدرشون میگفتن کارمان سنگین است و عایدیمان کم.حوصله مان سر رفته

پدرشون میگفت اینقدر هم که شما میگید این کار بد نیست و من هم حالا پیر شدم .تنهایی نمیتونم

گوسفند ها را جمع و جور کنم.

شما هم هر جایی بروید اسمان همین رنگ است.(ضرب المثل)

اگر باهم باشیم کاری از دستمان ساخته است .اما تنهایی روزگارمان سخت می شود.

گوششان انگار نشنید و گفتند ما دیگرسر این کار نمی مانیم.

پدرشان گفت»خیلی خوب هر جا می روید خدا نگهدارتان باشد .

اما یادتان باشد .در اینجا کلنگ است در جای دیگر کلنگ وتبر

بهار یواش یواش پایش را جمع می کرد و تابستان می رسید .یک نفر ارباب گون زن پیدا شد و گفت

با مزد مناسب کارگر می خواهم.

دوتایی بار و بندیل سفر را برداشتند و همراه کاروان گون زن شدند.

غافل از اینکه روزهای بلند تابستان از تیغ افتاب (صبح)تا تیغ افتاب(غروب) دولا دولا با تبرپای گون

را کندن پوست ادم را میکند .

چند روز گذشت و تاب نیاوردند وبه ارباب گفتند ما می خواهیم برگردیم محلمان پدرمان تنهاست

ارباب متوجه شده بود اینکاره نیستند و حسابشان را تسویه کرد و گفت

:خوش امدید .

روزی که خودشون را به خونه رسوندند پدر و مادرشان در حال خوردن میان وعده صبحانه ونهار بودند .قبل از

سلام علیک اول از همه استانه (پله های دم درب) دهلیز را بوسیدند

بعد رفتند سراغ طویله الاغ و گفتند الاغ جون سلام .الهی به قربونت بریم..و پالانش را بوسیدند

بعد خدمت پدرشان رسیدند و گفتند .:بابا جون ما نوکرتیم.

حالا فهمیدیم در اینجا کلنگ است و در جای دیگر کلنگ وتبر یعنی چه؟ .
_________________
یا حق

_________________
یا حق


آخرين ويرايش توسط blabadiyon در تاريخ چهارشنبه، 31 مرداد ماه ، 1397 09:28:07; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار اصفهانی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران